تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
با سورهء برائة كه از « مئين » است كنار هم بگذاريد و ميان آنها سطر « بسم اللّه الرحمن - الرحيم » را ننويسيد و هر دو را جزء « سبع طوال » بشماريد ؟ - عثمان گفت : رسول خدا ( ص ) در زمانى ، هر سوره‌اى به شماره‌اى بر او نازل مىشد ، چون چيزى بر او نازل مىگشت كسى از نويسندگان را مىخواند و مىگفت : « اين آيات را در سوره‌اى كه در آن چنين و چنان ياد شده قرار دهيد » . انفال از سوره‌هائى بود كه همان اوايل در مدينه نازل شد . براءة در نزول از سوره‌هاى آخر قرآن بود ، ولى داستان اين يك بسيار شبيه آن ديگرى بود . پس گمان بردم كه اين هم ( جزء ) آن يكى است . رسول خدا بدرود زندگى گفت و براى ما روشن نشد كه اين هم جزء آنست . بدين جهت بود كه اين دو را كنار هم گذاردم و ميان آنها « بسم اللّه - الرحمن الرحيم » ننوشتم و آن دو را جزء « سبع طوال » قرار دادم « 1 » . با آنكه اين حديث را بزرگان احاديث اهل تسنن نقل كرده‌اند « 2 » ، ولى دانشمندان متأخر آن را ضعيف مىشمارند . زيرا در اسناد آن عوف بن ابى جميلهء عبدى معروف به ابن اعرابى از يزيد فارسى نقل مىكند كه شناسايان حديث بدين جهت آن را « ضعيف » مىشمارند « 3 » . در اين يزيد فارسى اختلاف است كه كيست . آيا يزيد بن هرمز است و يا غير از او است ؟ ظاهرا بايد غير از او باشد . زيرا از ابن عباس روايت مىكند . زيرا اين يزيد كاتب عبيد اللّه بن زياد بوده و در كار مصاحف از حجّاج بن يوسف نقل مىكند ، چنان كه بيايد . در چنين مواردى كه خبر واحدى است و ديگران هم نگفته‌اند و در احكام شرعى هم نيست تكيه بر آن خبر روا نيست . گذشته از آن ، از جهت محتوا و مطالب خود حديث نيز جاى سخن بسيار است و چنان مىنمايد كه عثمان به رأى و نظر خود قبول مىكرده و يا ردّ مىنموده است . « گمان بردم كه اين هم از آن يكى است » ! تواتر قطعى و مسلّم سوره‌هاى قرآنى
هامش
( 1 ) تفسير طبرى 1 : 34 ، 35 ، مقدمتان 40 ، مصاحف 31 ، ابو شامه 61 ، برهان 1 : 234 و 235 ، مجمع - البيان 5 : 2 . ( 2 ) احمد 5 : 57 و 69 ، چاپ شاكر 1 : 331 ح 399 و 499 ، سنن بيهقى 2 : 42 ، سنن ابو داود 1 : 290 ، اتقان سيوطى 1 : 212 نوع 18 فصل ، به نقل از احمد و ابو داود و نسائى و ابن حيان و حاكم . ترمذى : تفسير توبه 19 ، حاكم مىگويد : و الحديث صحيح على شرط الشيخين » ( مستدرك 2 : 221 و 330 ) . ( 3 ) تفصيل آن را مراجعه كنيد : مسند احمد چاپ احمد محمد شاكر 1 : 329 ببعد ، شرح بر حديث 399 و ايضا 499 .
تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 429 | محمود راميار