تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
محفوظ مانند . او دستور داد هر جا و نزد هر كسى مصحفى مخالف آنچه آنان جمع كرده‌اند يافته شود دچار حرق ( و يا خرق ) شود « 1 » و مردم را به اطاعت از آن يك نسخه فرا خواند « 2 » . اما واقعا دامنهء اين نابودى تا به كجا كشيده روشن نيست . اين را مىدانيم كه هر قدر در نابودى ساير مصاحف بعدها تلاش شده ، كوشش دارندگان مصاحف در مقابله با اين تصميم براى حفظ مصاحف خود بيشتر شده است . چنان كه در ضمن بحث از ساير مصاحف ديديم كه تا قرنها بعد هنوز از نسخه‌هاى ديگر مصاحف نيز اثرى بوده است . اما ظاهرا جز دو مصحف امام على ( ع ) و عبد اللّه بقيه زودتر دستخوش نابودى گشتند . مصحف على ( ع ) نزد وارثين باقى ماند و به عمّال عثمان تسليم نشد . چنان كه امام جعفر صادق ( ع ) بعدها چند بار به وجود اين مصحف اشاره نموده و يا ابن النديم گفت اين مصحف را نزد ابو يعلى از سادات حسنى ديدم كه به ارث برده بودند و اثر مصحف عبد اللّه را هم در آخر بحث از آن مصحف اشاره كرديم . جز اين دو مصحف ، بقيه بايد زود نابود شده باشند . اما اينكه آنها را سوزانده باشند يا پاره پاره كرده و يا شسته باشند ، بحثى است كه از دير باز مورد گفتگوى مسلمانان قرار گرفته است . در احاديث از هر سه مورد آن به زمان عثمان و بدستور او صحبت شده است « 3 » . البته بحث دو نكته دارد : يكى سوزاندن آنهاست و ديگرى اينكه اصولا نابود كردن چنان اسنادى ، به هر شكلى كه باشد ، روا بوده يا نه ؟ . . . سوزاندن و يا پاره پاره كردن آنها بسته بدان است كه روشن شود حرق بوده يا خرق و يا شستن ، و بر فرض اثبات هر كدام ، اصل مسأله كه نابودى آنهاست به جاى خود باقى مىماند . از جنبهء دينى و سياسى ، مىگويند خليفهء مسلمين مصلحت جامعه را براى هدف بزرگى كه در پيش داشته چنين تشخيص داده و در
هامش
( 1 ) بخارى : فضائل القرآن 2 و 3 ، احمد 3 : 12 ، مصاحف 12 ، 18 ، 20 ، 21 ، 22 ، تفسير طبرى 1 : 20 ، 21 ، اتقان 1 : 209 ، ابن حجر در شرح حديث بخارى ( فتح 9 : 18 ) مىگويد در بيشتر روايتها پاره كردن ( ان يخرق بالخاء المعجمه ) آمده ، ولى از مروزى سوزاندن ( حرق بالمهملة ) نقل شده است . اصيلى هر دو وجه را روايت مىكند ولى با نقطه ( خرق ) ثابت‌تر است . ديگران هم دو گونه نوشته‌اند : تحرق او تخرق ( مقدمتان 275 ) ، يحرق او يخرق ( مصاحف 19 ) ، از اينجا عثمان را « شقّاق المصاحف » ( طبرى 2 : 747 ) و يا حرّاق المصاحف ( مصاحف 22 ، قرطبى 1 : مقدمه ) خوانده‌اند . اما ابن واضح مىگويد : آنها را با آب گرم و سركه جوشانيد . ( ترجمهء تاريخ يعقوبى 2 : 64 ) ، محدّث قمى نيز « خرق » را نقل مىكند . ( سفينة البحار 2 : 414 ) . ( 2 ) مثلا مصاحف 13 ، 16 ، 20 . ديده شود : نولد كه 2 : 112 ببعد . ( 3 ) ايضا .
تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 431 | محمود راميار