نيز مىگويد : آنها مىخواستند اطمينان يابند كه هر آيه از آياتى است كه در آخرين بار بر پيغمبر عرض شده است .
پس ، صحابه تا اطمينان كامل نمىيافتند و علم پيدا نمىكردند كه آن آيه در عرضهء اخير مقرر بوده آن را نمىنوشتند . مثلا در قرائت : « فأمضوا الى ذكر اللّه » ( 62 : 9 ) « فاسعوا » را برگزيدند و يا در آيهء « و كان وراءهم ملك يأخذ كل سفينة - صالحة غصبا » ( 18 : 79 ) صفت صالحه را كه در عرضهء اخير محقق نگشته بود از سفينه برداشتند .
دربارهء روش آنها گاهى گزارشهاى دقيقى داريم . مالك بن ابى عامر ( جد مالك بن انس ) كه خود از ياوران اين انجمن بوده مىگويد : گاه در آيهاى اختلاف مىكردند و مىگفتند كه اين آيه را رسول خدا بر فلانى چنين و چنان خواند و چه بسا كه شخص مذكور سه روز راه از مدينه دور بود . در اين صورت ما قبل و ما بعد آيه را مىنوشتند و جاى آن را سپيد مىگذاشتند و كسى در پى آن شخص مىفرستادند و مىآوردندش و يا به سراغش مىرفتند و از او مىپرسيدند كه فلان آيه را رسول خدا چگونه بر تو خواند ؟ - چون او گواهى مىداد و محقق مىشد آن طور مىنوشتند « 12 » . يا مورد اختلاف را كنار مىگذاشتند تا روشن شود كه در آخرين عرضهء قرآن بر پيامبر ، آن آيه چه صورتى داشته است « 13 » .
اينها دقّت فراوان صحابه را در اين كار بزرگ نشان مىدهد . گاهى بود كه بر سر آيهاى به ترديد مىافتادند . در آن صورت آن را به تأخير مىانداختند تا تكليفش بعد روشن شود . محمد بن سيرين مىگويد : « از كثير بن افلح كه عضو انجمن تدوين آن مصحف بود پرسيدم : مىدانى كه چرا به تأخير مىانداختند ؟ كثير گفت : نمىدانم .
اما من گمان مىكنم به تأخير مىانداختند تا مطمئن شوند كه آن مورد ترديد در آخرين عرضه بر پيامبر چه صورتى داشته و بدان صورت آن را بنويسند « 14 » .
در اين بار هم ظاهرا براى نوشتن اين مصحف به عموم مراجعه كردهاند و مردمى كه آيات شريفه را از رسول اكرم دريافته بودند ، هر يك نوشتهء موجود و يا حفظ شدهء خود را با دو شاهد بدين انجمن عرضه داشتهاند . اعضاى انجمن نيز با
هامش
( 12 ) مصاحف 21 ، 25 ، ابو شامه 60 ، 65 ، مقنع 7 .
( 13 ) فضائل القرآن ابن كثير 24 .
( 14 ) صاحبى احمد بن فارس 37 ، اتقان 2 : 322 نوع 41 ، تنبيهات .