ذوق فطرى و غريزى ، و سلامت نفسى كه هنوز از راه ميانه و اعتدال بيرون نرفته بود ، در آن مىنگريستند . حافظهء قوى خود آنان ، ادعاى آورندهء كريمه و عدالتش ، به انضمام شهادت شاهدان عادل و برتر از همهء اينها ، اعجازى كه در بيان خود آيه گويا بوده ، آيات را يك يك مورد پذيرش قرار مىداد . اگر شاهد و گواهى در ميان نبود ، كار به قسم و سوگند مىرسيد . تازه ، پس از طى همهء اين مراحل ، باز هم آيات شريفه را بر نويسندگان ديگر وحى و آنها كه قرآن را بر پيغمبر عرضه داشته بودند ، مىخواندند . پس از صحّه گذاشتن ايشان بود كه آنچه عرضه شده بود ضميمهء آيات مىشد و باز مجموع اين آيات را نيز سه مرتبه عرضه داشتند . مشكلى كه بود در روش خط بود و پارهاى از صحابه در نوشتن ورزيده نبودند . به ناچار ، نوشتهها را نزد عثمان مىبردند و او خود آنها را با دقّتى وافر بررسى مىكرد . چنان كه ازهانى ( ابو بردة بن نيار ) نقل كردهاند كه گفت : من وقتى نزد عثمان بودم و اصحاب آيات را بر او عرضه مىداشتند . از جمله استخوانهاى شانهء گوسفندى بود كه بر آنها نوشته بودند : « لم يتسن » و « فامهل » و « لا تبديل للخلق » . عثمان آنها را چنين تصحيح كرد : « لم يتسنّه » و « فمهّل » و « لا تبديل لخلق اللّه » آن گاه آنها را توسط من نزد ابىّ بن كعب فرستاد « 15 » .
خلاصه ، دقّتشان در كمال بود . تا آن حدّ دقت داشتند كه مردى بيگانه چون بلاشر اذعان مىكند : « در اين مطلب كه اعضاى اين انجمن نسبت به مسؤوليت خود احساس عميقى داشتهاند ، براى هيچكس جاى ترديد نيست . به استثناى يك انتقاد سخت ( از طرف ابن مسعود ) كه كسى در آن عصر در آن باره نظرى نداشته ، چيزى گفته نشده ، زيرا در اعضاء احتياط و دقت بسيار زيادى وجود داشته است » .
اختلافى پيش نيامد
اهتمام و جهدى كه صحابه در كار قرآن داشتند با همان دقّت و كوششى كه در خور يك چنان كار عظيمى بود و از آغاز به كار رفت موجب آن شد كه هنگام نوشتن قرآن در زمان عثمان با هيچ مشكل و اختلافى مواجه نگشتند . تنها گفتهاند كه چون نويسندگان به آيهء :
« إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ »
( 2 : 248 )
هامش
( 15 ) در آستانهء قرآن 79