ضخامت مصاحف نوشته شدهء آنها ، مصحف دمشق بود . همان نخستين مصحفى كه در جنگ صفّين ( 37 ه ) ، وقتى لشكريان شام از جنگ نااميد شدند ، به كيد عمرو عاص آن مصحف را بر نيزه كردند . پنج نيزه دار آن را بر سر پنج نيزه برافراشتند « 7 » . اگر اين همان نسخهاى باشد كه ابن كثير در قرن هشتم هجرى ديده ، كتابى بوده به قول او « عزيز ، جليل ، ضخيم و بزرگ ، به خطى خوش و قوى ، با مركّبى محكم در پوستى كه به پوست شتر مىماند « 8 » » . اما ديگرى مىگويد مصحفى كه عثمان نزد خود در مدينه داشت بر پوست آهو نوشته شده بود و ساير مصاحف بر كاغذ بوده است « 9 » .
روشن است كه نوشتن چندين مصحف اين چنين ، كارى خرد و تند نبوده ، آن هم با آن وسايل ابتدائى و نارسا ، بلكه كارى دشوار و طولانى بوده كه همّتى بلند مىخواسته است .
عثمان مىخواست نسخههائى از قرآن كه مورد اتفّاق و اجماع باشد به اطراف و اقطار بلاد اسلامى بفرستد . اين بود كه نويسندگان اين انجمن پس از تدوين نسخهء اصلى ، مصاحف مختلف ديگرى هم نگاشتند . اما اين نسخهها همه يكدست و يكجور نوشته نشد ، بلكه به صورتهاى مختلفى در اثبات و حذف و بدل و غيره نوشته شد : مثلا در مصحف كوفه « عملت » آمده و در غير آن « عملته » ، در مصحف شام « و بالزبر » و در غير آن : « و الزبر » « 10 » . . . كه آنها را ضبط كردهاند و باز از آن بحث خواهد شد . زيرا عثمان مىخواست كه آن مصاحف شامل حروف هفتگانه باشد و چون آن هنگام هنوز نقطه و اعراب گذاردن در خطوط عربى مرسوم نبود ، پس به ناچار بايد آنان قرآن را بدون نقطه و اعراب نوشته باشند . در چنين صورتى روشن است وقتى كلمات نقطه و اعراب نداشته باشد به شكلهاى گوناگون خوانده مىشود . از اينجاست كه قسمتى از قرائتهاى مختلفه پيش آمده است . در اين مصاحف گاهى يك كلمه ممكن بود چند جور خوانده شود . مثلا كلمهء « فتبيّنوا » را در كريمهء
« إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا »
چون بدون نقطه و اعراب نوشته شود
هامش
( 7 ) اخبار الطوال دينورى 189 چاپ حلبى 1960 .
( 8 ) فضائل القرآن ابن كثير 49 .
( 9 ) كتانى 2 : 243 به نقل از وفيات الاسلاف شهاب مرجانى ص 337 .
( 10 ) مقدمهء عربى جفرى بر مصاحف 7 ، نمونههاى ديگر نولدكه 3 : 11 - 14 .