عويف را به زنى او داد و بعد هم دختر عبد الرحمن بن حارث را گرفت . عثمان او را چون فرزند دوست مىداشت . در سال 30 ولايت كوفه به دو داد . ولى بعد بر اثر اختلافى كه سعيد با قاريان قرآن يافت ناچار شد او را كنار نهد . سعيد در قصرش به سه ميلى مدينه در زمان معاويه بدرود زندگى گفت .
ديگرى عبد اللّه بن زبير بود . او نخستين مولود مهاجران در مدينه بود . بد منظر و تندخوى بود . اما نوهء دخترى ابو بكر بود و خالهاش عايشه او را بسيار دوست مىداشت .
چهارمى عبد الرحمن بن حارث هم سال سعيد بود . پدرش در سال طاعون عمواس ( 18 ه ) در شام درگذشته بود و عمر مادر او را به زنى گرفت . عبد الرحمن از هجده سالگى در خانهء عمر بزرگ شد « 13 » و بدين افتخار مىكرد .
اما نكتهء مهمتر اينكه هر سه تن ، قريشى و داماد عثمان بودند . عثمان خليفه بود كه مريم دختر خود را به عبد الرحمن داد و خود او « امّ عمرو » را به زنى سعيد درآورد و عبد اللّه بن زبير نيز ، پس از عثمان بن حارث ، شوهر عايشه دخت عثمان شد « 14 » .
روشن است كه يك چنين انتخابى مىتواند موجب بحثهائى بشود . واقع اين است كه گرچه از اينها احقّ و اولى هم يافته مىشد ، اما اينها نيز تربيت شدههاى زمان خود و از آگاهان روزگار خود بودهاند و كسى خلافى از ايشان بازنگفته است .
غير از اين چهار نفر ، يك تركيب پنج نفرى هم گفتهاند كه عبارتند از : زيد بن ثابت ، عبد اللّه بن عمرو ، عبد اللّه بن عباس ، عبد الرحمن بن ( حارث بن ) هشام . « 15 »
توجه كنيم : هيأتى كه عثمان انتخاب كرد در وهلهء اول براى نوشتن نسخهء « امام » يعنى نسخهء اصلى بود . اما كار هيأت منحصر به نوشتن يك نسخه نشد . بلكه نسخههاى متعددى نوشتند كه به اطراف فرستاده شود و روشن است كه براى نوشتن چند نسخه از قرآن در يك مدت كوتاه ، آن هم با دقّتى كه در خور يك چنين كار عظيمى بود ، دستياران بيشترى مىخواست . اين است كه مىبينيم محمد بن سيرين تأييد مىكند كه عثمان دوازده نفر از قريش و انصار را براى اين كار گرد آورد « 16 » و
هامش
( 13 ) ابن سعد 5 : 1 / 1 .
( 14 ) نسب قريش 112 .
( 15 ) مقنع دانى 5 و 129 .
( 16 ) مصاحف 25 و 26 ، ابن سعد 3 : 2 / 62 ، اتقان 1 : 208 .