اريستو كراسى مكّه دانستن جاى بحث زياد دارد .
دربارهء زيد زياد گفتهايم و باز هم ناچاريم بيشتر بگوئيم . او از انصار و خزرجى بود و تنها كسى بود كه در آن جمع قريشى نبود . اما وابستگيش به عثمان و حرف شنويش از دستگاه حرفى ندارد . البته او براى اين كار صلاحيّت پيدا كرده بود و رياست انجمن هم با او بود . زيرا بعدها همهء حملهء ابن مسعود متوجه شخص او است .
سابقهاش هم از ساير افراد انجمن بيشتر بود . او مسؤول همين كار به زمان ابو بكر بود و در احاديث هم در اين باره همه جا صحبت از او است . در زمان پيامبر كاتب وحى و در سقيفهء بنى ساعده سخنگوى جوان انصارى به نفع مهاجران بود . در زمان عمر بر مسند قضا و فتوا نشست و هر وقت عمر از شهر بيرون مىرفت جانشين او مىشد « 8 » . تا جائى كه عمر در نامههايش نام او را بر نام خود مقدم مىداشت و « الى زيد بن ثابت من عمر » مىنوشت ! در زمان عثمان كارش از اين هم بهتر شد و مسؤول بيت المال گرديد . تا روز آخر به عثمان وفادار ماند « 9 » و حتى از بيعت با على ( ع ) كناره گرفت . « 10 » در آن دستور معروف ، عثمان گفته بود « زيد بنگارد » ، پس كاتب اصلى مصحف يا كاتب مصحف اصلى بايد زيد باشد .
ضمنا فراموش نكنيم كه به قول ابو عبد الرحمن سلمى قرائت زيد همان قرائت عرضهء اخير بر رسول خدا بود و همان بود كه على ( ع ) و اصحاب ديگر مثل ابىّ و و معاذ بر آن بودند .
سعيد بن عاص نفر دوم انجمن بود . او كسى بود كه عثمان گفته بود كه بايد املاء كند . يعنى او بخواند و زيد بنويسد . مىگويند لهجه و آهنگى شبيه پيامبر داشت « 11 » .
سعيد به سال هجرت در مكّه به دنيا آمد . پدرش در بدر بدست على ( ع ) كشته شد .
يتيم بود و در كفالت عثمان بزرگ شد . عمر روزى به دو گفته بود من پدرت را نكشتهام . او بدست على ( ع ) كشته شد . نوجوان زيرك پاسخ داده بود : اگر هم تو كشته بودى تو بر حق بودى و او بر باطل « 12 » . اين بود كه عمر دختر سفيان بن
هامش
( 8 ) ابن سعد 2 : 2 / 116 .
( 9 ) طبرى 1 : 2937 ، ابن اثير 3 : 119 .
( 10 ) طبرى 1 : 3070 ، ابن اثير 3 : 154 .
( 11 ) مقدمتان 12 و 45 ، مصاحف 22 - 24 .
( 12 ) ابن سعد 5 : 1 / 20 نسب قريش 176 .