تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
در اين موقع ، او بيشتر در كوفه كه پادگان نظامى بود و به صورت شهرى درآمده بود اقامت داشت . ابو موسى والى بصره بود . ولى پس از عزل مقيم كوفه شد . عبد اللّه بن مسعود در كوفه معلم و خزانه دار بود . هر كدام از اينها مصحفى داشتند و پيروانشان در رقابت با هم بودند . كوفه بيشتر مركز برخورد عقايد و اختلاف و كشمكش بود . نمونه‌اى از آنها را در بحث از مصحف ابو موسى ( ص 381 ) ديديم . يزيد نخعى كوفى مىگفت : من و حذيفه در مسجدى بوديم كه طرفداران ابو موسى و عبد اللّه هر كدام در صفى جداگانه به نماز ايستادند . آنها در قرائت آيه‌اى از سورهء بقره اختلاف كردند . يكى ( ظاهرا ابن مسعود ) خواند : « و أتّموا الحّج و العمرة للبيت » و ديگرى خواند :
« وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ »
( 2 : 196 ) . حذيفه خشمناك شد و چشمانش به سرخى گرائيد . پس به پا خاست . . . يا از ابو الشعثاء محاربى ، دانشمندى از خوارج نيز نقل كردند كه گفته : در مسجد نشسته بوديم و عبد اللّه قرائت مىكرد كه حذيفه از در درآمد . قرائت عبد اللّه را كه شنيد گفت : قرائت ابن امّ عبد و قرائت ابو موسى اشعرى ! به خدا كه اگر باقى ماندم و امير المؤمنين ( عثمان ) را ديدم مىگويم كه يك قرائت قرار دهد . عبد اللّه از اين سخنان خشمناك شد و كلمهء تندى به حذيفه گفت و حذيفه سكوت كرد . اما جاى ديگر ابو الشعثاء اين كلمهء تند را بيان مىكند كه چه بود . او مىگويد : حذيفه مىگفت كه اهل كوفه دم از قرائت عبد اللّه مىزنند و مردم بصره سخن از قرائت ابو موسى مىگويند . اگر به امير المؤمنين برسم به خدا كه مىگويم اين مصاحف را ( در آب ) غرق كند . عبد اللّه جواب داد : به خدا كه اگر چنين كنى خدا ترا در غير آب ( در آتش ) غرق خواهد كرد « 4 » . اينها را از ابو الشعثاء ( جابر بن يزيد ) نقل كرده‌اند اما نمىتواند سخن او باشد مگر اينكه از ديگرى شنيده باشد و نام نبرده باشد . زيرا او در 93 و يا 103 هجرى وفات يافته و خبرى از شصت هفتاد سال پيش دادن عادى نيست . در برابر ، مرد معتبر ديگرى از تابعيان ثقه كه بسيار مورد ستايش است اين را تأييد مىكند . مسروق ( م 63 ) مىگفت : حذيفه و عبد اللّه در خانهء ابو موسى بودند . حذيفه به ابو موسى گفت : تو به بصره امير و معلّم آمدى تا مردم از ادب و لغت و
هامش
ابن ابى حاتم 1 : 2 / 256 ، حليه 1 : 270 ، استيعاب 1 : 104 ، تاريخ ابن عساكر 4 : 93 ، شذرات 1 : 44 ، اصابه 1 : 332 ، زركلى 2 : 180 . ( 4 ) مصاحف 13 و 14 .