توجيه نمايند . هر قرائتى منتسب به صحابئى بود و مردم تنها آن صحابى مقتداى خود را مىشناختند و ديگرى را باور نداشتند . مصحف جامعى نيز در ميان نبود كه هنگام اختلاف و شقاق بدان مراجعه نمايند . بخصوص كه رسم الخط مصاحف نيز در وضع ابتدائى قرار داشت كه مسلما يكدست و يكنواخت نبوده است . بدون كمك حافظه و معلّم ، با يك چنان خطى نمىشد به قرائتى مطمئن دست يافت . هر مصحفى طرفدارانى داشت كه در برابر ساير مصاحف مىايستادند و هر كس قرائت خود را به شخص نبى اكرم انتساب مىداد و به اصطلاح ، خود قاضى دعوى خود بود . زمينه براى تفرقهافگنى و فرقه بازى آماده مىشد و دير يا زود بايد متن معتبر ثابت غير قابل تغييرى به طور رسمى ارائه مىگرديد . در چنين وضعى بود كه حذيفه از آذربايجان بازگشت .
حذيفه كه بود ؟
حذيفه پسر يمان ( م 36 ) اصلا عراقى و از سابقين در اسلام بود . در زمان رسول خدا ركابدار حضرتش بود و بدين سبب ، شبى در مراجعت از تبوك كه منافقان در تاريكى كمين كرده بودند تا رسول خدا را نابود كنند و ناگهان برقى جهيد ، پيامبر و او آنها را ديدند و شناختند . ولى پيامبر فرمود كه اين راز را نگاهدارد و با كس نگويد . او هم هرگز اين راز را فاش نكرد . از اينجا ، چون تنها كسى بود كه منافقان را مىشناخت ، معروف به « صاحب سرّ رسول خدا » شد . و شايد به همين دليل بود كه عمر در دورهء خلافت خود تا حذيفه براى نماز بر جنازهاى حاضر نمىشد ، او نيز بر آن جنازه نماز نمىگزارد . گفتهاند كه آگاه ترين مردم بر منافقان بود « 1 » . اين عنوان :
« صاحب السّرّ » موجب شده كه بعضى پيشگوئيها به وى نسبت داده شود . « 2 » گويند كه پيامبر اكرم فتنهها و حوادث آينده را به دو آموخت . در زمان عمر او والى مدائن شد .
نهاوند بدست وى فتح شد ( 22 ه ) . همان سال با آذربايجان صلح كرد كه چند سال بعد به اجراء درآمد . در زمان عثمان او مأمور آذربايجان بود . پس از عثمان با على ( ع ) بيعت كرد . وقتى مرد او را كنار سلمان فارسى در مدائن به خاك سپردند . « 3 »
هامش
( 1 ) ابن سعد 2 : 2 / 106 .
( 2 ) از جمله در مورد مرگ عمر بن خطاب ( ابن سعد 3 : 1 / 240 ) .
( 3 ) زندگى او را ببينيد : ابن سعد 6 : 8 و 7 : 2 / 64 ، المحبّر 73 و 417 ، معارف ابن قتيبه 263 ، جرح