برود و به عمر گفتند : الصلاة الصلاة ! عمر پاسخ داد : آيا ما در نماز نيستيم ؟
ظاهرا او قرآن را از زمان نبى اكرم شروع به جمع آورى كرده ، ولى در حكومت بصره است كه مردم آن سامان مصحفش را رواج داده « 4 » و بدان نام « لباب القلوب » نهادهاند .
ميان مصحف او و مصحف ابن مسعود ، مردم كوفه و اهل بصره ، رقابتى ايجاد شده بود . بين اين دو مصحف اختلافاتى در قراآت وجود داشت كه همان اختلافات حذيفة بن يمان را بر آن واداشت كه پيشنهاد جمع قرآن و توحيد مصاحف را به عثمان بدهد « 5 » .
دربارهء مصحف او ، با اينكه ظاهرا سالها ميان مردم بصره و يمن رواجى داشته ، آگاهىهاى زيادى نداريم . از گزارشهاى ابن ابى داود ، كه در سه جا از او ياد شده ، مىتوان اين استنباط را داشت كه ابو موسى مصحف مستقلى داشته و مردم قرآن را بر آن قرائت مىكردهاند :
1 ) يزيد بن معاويه « 6 » ( م 32 ه ) مىگويد : در زمان وليد بن عقبة « 7 » ( م 61 ) من در مسجدى بودم ، در همان حلقهاى كه حذيفه در آن بود . هنوز آن موقع موضع معيّنى براى هر يك نبود كه ندا كنندهاى آوا برداشت : هر كه نماز بر قرائت ابو موسى مىخواند برود به گوشهاى كه نزديك درهاى « كندة » است و هر كس به قرائت عبد اللّه بن مسعود مىخواند بيايد به زاويهاى كه نزديك خانهء عبد اللّه است « 8 » . و در قرائت آيهء 196 سورهء بقره اختلاف كردند كه حذيفه خشمناك شد و چشمانش سرخ گشت . . . « 9 »
2 ) ابو الشعثاء گفت : در مسجد نشسته بوديم و عبد اللّه ( ابن مسعود ) قرائت مىكرد كه حذيفه در آمد . پس گفت : قرائت ابن ام عبد ! ( ابن مسعود ) و قرائت ابو موسى اشعرى ! به خدا كه اگر به امير المؤمنين ( عثمان ) مىرسيدم از او مىخواستم كه يك قرائت واحدى قرار دهد . عبد اللّه از اين سخن سخت برآشفت و كلمهء تندى
هامش
( 4 ) كامل ابن اثير 3 : 68 ( و يا 86 ) .
( 5 ) مصاحف سجستانى 12 .
( 6 ) محتملا ابن يزيد نخعى است كه در ايران كشته شد . كامل 3 : 50 ، تهذيب التهذيب 11 : 360 .
( 7 ) احتمالا هنگام حكومت او در كوفه 25 - 30 هجرى .
( 8 ) در اين هنگام بيت المال و قضاء كوفه در دست عبد اللّه بود .
( 9 ) مصاحف سجستانى 11 و 12 .