حكم و هر آنچه را كه مسلمانان تا قيامت بدان محتاج شوند ، حتى ديهء خراشيدگى پوست ، همهء آنها به فرمان و راهنمائيهاى شخص رسول خدا و به خط خودم نوشته شده و نزد من محفوظ مىباشد » . . . . و بالاخره فرمود : « اگر بدانچه در قرآن است عمل كنيد از آتش جهنم رهائى خواهيد يافت و اهل بهشت خواهيد بود كه حجّت ما و بيان حق ما و وجوب طاعت ما در آن است « 53 » » .
اينها نشان مىدهد كه مصحف على ( ع ) جنبهء قرآنى دارد و چيزى بر آن اضافه نداشته و عمل بدان واجب و مأجور است .
خلاصه اينكه منقولاتى از آن قبيل كه ديديم بهيچوجه در حدّ يك نوشتهء معمولى هم نيست تا چه رسد به اينكه ادّعاى اعجاز دربارهء آن روا باشد . ديگر اينكه ادّعاى به تحريف در قرآن منحصر به عدهاى از گزافه گويان شيعه نيست . اين ادعاء در ميان اهل عامّه و خوارج و همهء فرق ديگر هم خالى از سابقه نيست . پس شيعى بودن موجب يك چنين گرايشهائى نمىشود . چنان كه بارها نقل شده از علماى اعلام اهل تشيّع از صدوق ( ره ) گرفته تا آقاى خوئى و آقاى طباطبائى ( كثّر اللّه امثالهم ) همه بر اين اعتقادند كه قرآن همين است كه ميان دو جلد در دست مسلمانان است و لا غير .
12 ) ابو موسى اشعرى
عبد اللّه بن قيس بن سليم بن حضار بن حرب ، صحابى از قبيلهء اشعرى از قحطان است . از شجاعان و فاتحان عرب ، در زبيد يا رمع از قراى يمن به دنيا آمد ( 21 سال پيش از هجرت - 602 ميلادى ) . در اوايل ظهور اسلام به مكه آمد و اسلام آورد .
پس از آن به حبشه مهاجرت كرد و از آنجا به مدينه بازگشت . در سال دهم هجرت به فرمان رسول خدا ( ص ) والى قسمتى از يمن گرديد . در خلافت عمر به سال 17 ه .
والى بصره گشت . دشت ميشان ، مدار ، اهواز ، شوش ، اصفهان و نصيبين را گشود .
يك بار نيز مغضوب عمر گرديد . به سال 22 هجرى بنا به تقاضاى مردم كوفه حكمران آن شهر شد و ليكن نتوانست اهل كوفه را راضى سازد و پس از يك سال به ولايت بصره برگشت و تا چند سال از خلافت عثمان به همين سمت باقى بود . شهر رى به
هامش
( 53 ) مقدمهء تفسير صافى 1 : 25 و 26 به نقل از احتجاج طبرسى ، سليم بن قيس 110 ، بحار 92 : 42 ، البيان 172 . مقدمهء تفسير البرهان 1 : 27 .