آورده بود . او به دستور پيامبر به حفصه كتابت آموخت « 2 » . پس حفصه خواندن و نوشتن مىدانسته است . نام او را جزء دارندگان مصاحف ضبط كردهاند . البته مصحفى كه ابو بكر گرد آورده بود و به عمر رسيد ، بعد نزد حفصه ماند . ولى جز آن مصحف ، مىگويند حفصه مصحفى هم براى خود داشته است . مردى به نام عمرو بن رافع ( يا نافع ) بندهء آزاد شدهء عمر بن خطاب مىگويد : در زمان زنان پيامبر ، من مصاحفى مىنوشتم . پس حفصه از من خواست كه مصحفى هم براى او بنويسم . او به من گفت : چون به آيهء
« حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ »
( 2 : 238 ) رسيدى ننويس تا چنان كه من از پيامبر شنيدهام بر تو املاء كنم . وقتى بدين آيه رسيدم قلم و دوات و كاغذ همراه بردم و او در اين آيه پس از
« وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى »
افزود : « و صلوة - العصر » « 3 » . اين ظاهرا مطابق قرائت ابن كعب و ابن عباس است « 4 » .
شبيه اين را عينا عبد اللّه بن رافع مولاى ام سلمه و ابو يونس بردهء آزاد شدهء عايشه از آنها نقل مىكنند و در تمام اين موارد هم اختلاف تنها بر سر « صلوة العصر » است . در اين مورد يا تخليطى در روايات رفته و يا مسابقهاى در ميان بوده است .
مىگويند عمر از دخترش پرسيد كه بر اين مدّعاء ( كه اين قسمتى از آيه است ) دليلى دارى ؟ او گفت : نه . پس عمر گفت : به خدا كه به شهادت يك زن بدون دليلى ديگر ، چيزى داخل قرآن نمىكنيم « 5 » .
دربارهء اين « صلاة الوسطى » نيز براء بن عازب ( م 62 ) صحابى رسول خدا مىگويد : سالها در زمان رسول خدا اين آيه « حافظوا على الصلوات و صلاة العصر » قرائت مىشد ، تا اينكه خود پيامبر قرائت فرمود : حافظوا على الصلوات و صلاة - الوسطى « 6 » » . بدين ترتيب ، رقابت ازواج پيامبر بر سر حفظ آن قرائت نامفهوم مىماند .
اين تمام اختلافى بود كه از مصحف او بازگفتهاند . اما در قرائتها ، آنچه از او نقل شده ، تنها در ده مورد ثبت شده است « 7 » . از اين ده مورد پنج مورد در قرائتهاى
هامش
( 2 ) اصابه ؛ كتاب النساءت 619 ، تهذيب التهذيب 12 : 428 ، ابن سعد 8 : 196 .
( 3 ) مصاحف سجستانى 86 ، دربارهء صلاة الوسطى ( 2 : 238 ) طبرى احاديث زيادى جمع كرده است 2 :
242 ببعد .
( 4 ) الدّر سيوطى 1 : 302 ، بيهقى 1 : 462 ، معانى الآثار طحاوى 1 : 102 .
( 5 ) فصل الخطاب 12 .
( 6 ) موطأ 1 : 254 ، سنن شافعى 8 .
( 7 ) ماتريال جفرى 214 - 212 .