اين را فراموش كردهاند و حال اين را غلط كاتب مىگيرند و تصحيح مىكنند . . . « 44 »
با اين اظهار نظر آن مشكل امضاى پاى مصاحف رفع مىشود .
اضافه كنيم بر آن شهادت ابن اثير را . او مىگويد : « در حديث وائل بن حجر آمده : « من محمد رسول اللّه ص الى المهاجرين ابو امية » در صورتى كه بايد « ابن - ابى امية » گفته مىشد » . بعد او اضافه مىكند : « اما به جهت اشتهارش به كنيه و اين كه نام شناخته شدهء ديگرى نداشته ، أبّ را مجرور نكردهاند . چنان كه گفته مىشود : على بن ابو طالب » « 45 » .
پس ، مىتوان حدس زد كه اگر امضاءها على بن ابو طالب بوده ، نه غلطى از كاتب مصاحف بوده و نه كار زنديقى فارسى كه قرآن درست بنويسد و بغلط بنام على - ( ع ) رقم بزند ! ولى البته هنوز چيزى ثابت نمىشود . همين قدر مىدانيم مصاحفى بوده با يك چنين امضائى .
قرآن ديگرى نيز به همين امضاء اكنون در كتابخانهء آستانقدس رضوى ( مشهد ) وجود دارد . اين نسخه را شاه عباس صفوى ( م 1038 ) به كتابخانه وقف كرده و شيخ بهائى ضمن اينكه در سال 1008 هجرى متن اين وقفنامه را نوشته ، صحت انتساب آن را به على ( ع ) نيز تأييد نموده است . نسخه به خط كوفى و روى پوست آهو است . هر صفحه 15 سطر دارد با اعراب و اعجام و تنوين ( اعراب با نقطههاى درشت و مدّور شنگرفى ، اعجام با نقطههاى زنگارى تيره ، تنوين : برخى به شنگرف و برخى به سياهى يا زنگار ) .
روشن است كه با يك چنين مشخّصاتى اين نسخه نمىتواند آن چنان قديمى باشد كه به زمان على ( ع ) برسد . آقاى گلچين معانى اين را تحرير قرن سوم گرفته « 46 » ، ولى ظاهرا بايد يك قرن ديگر نيز پاپيش گذاشت . گويا دو نسخهء ديگر نظير آن نيز در كتابخانهء آستانه محفوظ باشد .
باز هم از اين نوع مصحف و اوراقى از آن نيز گوشه و كنار يافته مىشود .
چنان كه نسخهاى نيز در هفده برگ در كتابخانهء سلطنتى بوده ، اين هم گويا وضعى
هامش
( 44 ) مجموعة الوثائق السياسيه ، مقدمه ص كه و كو قاهره 1376 .
( 45 ) النهاية 1 : 20 .
( 46 ) راهنماى گنجينهء قرآن 3 و 4 . آستان قدس مشهد .