رويه از جهتى موجب آسان شدن كار تلفظ كلمات و تفسير قرآن بود . چنان كه مجاهد مىگفت معنى كلمهء « زخرف » را ( در 17 : 93 ) نمىدانستم تا در قرائت ابن مسعود « ذهب » ( به معنى طلا ) را ديدم « 42 » . شايد به همين جهت بوده كه مجاهد گفته بود اگر قرآن را به قرائت عبد اللّه مىخواندم به بسيارى از مشكلاتى كه از ابن عباس پرسيدم بر نمىخوردم . ولى روشن است كه يك چنين رويهاى اگر ادامه مىيافت به چه انحراف و فسادى مىانجاميد . شايد . . .
3 ) زوائد تفسيرى :
گاهى هم در تفسير مطلبى ، كلمهاى در آيه زيادى داشت .
مثلا كلمهء « فاختلفوا » را در ( 2 : 213 ) « 43 » و « هو اب لهم » در ( 33 : 6 ) « 44 » و « و هو قاعد » را در ( 11 : 71 ) « 45 » براى تفسير آيه زيادى داشت . و همينها نشان مىدهد كه در قرائت ابن مسعود اختلاف مهم و قابل توجهى نبوده است . در همين موارد موجود هم مىتوان گفت كه اينها هم مشمول همان اصل كلى است كه بر فرض اثبات صحت آن و اگر هم اين خبرها درست باشد باز در خور اعتنا نيست . گذشته از اينكه آنچه از او گفتهاند پس از زمانى طولانى بوده كه در صحتش جاى تأمل بسيار مىگذارد . نكتهء ديگر اينكه او از سابقين بوده ، سومين و يا ششمين مسلمان است .
احاديث زيادى از او نقل كردهاند و در تفسير قرآن و بيان بسيارى از نكات مقامى دارد . و با اينكه او هميشه ادّعاء مىكرد كه همه چيز را دربارهء قرآن مىداند ، او مىداند كه هر آيهاى كى و كجا نازل شده ، اما چيزى از او دربارهء ترتيب نزول آيات نقل نكردهاند . ترتيبى هم كه از مصحف او گفتهاند ديديم كه چيز مهمّى و فرق چندانى با مصحف عثمانى نداشت .
همين نمونهها براى روشن شدن روش عبد اللّه كافى است « 46 » .
در مورد نشر و رواج مصحف عبد اللّه ، بايد گفت با وجود اينكه پس از نشر مصحف عثمانى همهء مصاحف جمع شد و با اينكه پس از اعتراض ابن مسعود ، با مصحف وى
هامش
( 42 ) تفسير طبرى 15 : 163 .
( 43 ) كشاف 1 : 255 ، جفرى 30 .
( 44 ) كشاف 2 : 523 ، جفرى 75 .
( 45 ) كشاف 2 : 410 ، جفرى 47 .
( 46 ) براى آگاهى بيشتر مراجعه كنيد : مصاحف سجستانى 54 - 83 ، ماتريال جفرى 20 - 113 ، نولدكه 3 : 60 - 77 ، تاريخ القرآن دكتر شاهين 138 ببعد ، و در ارينتاليا ، بك ، 25 ( 1956 ) 83 - 353 و 28 ( 1959 ) 186 - 205 ، 56 - 230 ) و مختصر فى شواذ القراآت ابن خالويه .