سورههاى با فواتح سور هر كدام با هم يك دسته بودهاند . ابن مسعود حواميم را « ديباج القرآن » مىناميد « 33 » .
اختلاف قرائت
پس از ترتيب سورهها ، بررسى اختلاف قرائتش پيش مىآيد . اين اختلافات را به سه دسته مىشود تقسيم كرد : 1 ) اختلافات لهجهاى ، 2 ) به كار بردن مترادفات ، 3 ) زوائد تفسيرى .
1 ) اختلافات لهجهاى :
مقدار زيادى از اختلاف قرائت كه از ابن مسعود گفتهاند ، بيشتر مربوط به تلفّظ كلمه و لهجهاى است كه او به كار مىبرده است .
مثلا گاهى « حاء » را « عين » تلفّظ مىكرده ، مثلا به جاى « حتّى » مىگفته : « عتّى » « 34 » و يا « طلح » را ( در 56 : 29 ) « طلع » مىخوانده است . « 35 » مىگويند وقتى عمر از مردى شنيد كه « حتّى » را « عتّى » مىگويد . از او پرسيد از چه كسى چنين آموختهاى ؟ او گفت :
از ابن مسعود . عمر كاغذى به ابن مسعود نوشت كه خداوند قرآن را به لغت قريش نازل كرده ، قرآن را بدين لغت آموزش ده ، نه به لهجهء هذيل . « 36 »
گاهى بر عكس بود . يعنى « عين » را « حاء » تلفظ مىكرد . مثلا « اذا بعثر » را ( در 100 : 9 ) « اذا بحثر » مىگفت « 37 » . در صورتى كه اين دو تا ، دو لغت متفاوتى هستند . عميق را معيق ، كافور را قافور و بقر را باقر تلفظ مىكرد و . . .
2 ) مترادفات :
گاهى كلمهء مترادف را به كار مىبرد .
مثلا به جاى « اهدنا » در ( 1 : 6 ) « أرشدنا » « 38 » ، به جاى « مشوافيه » در ( 2 : 20 ) « مضوافيه » « 39 » ، به جاى « ادع لنا » در ( 2 : 68 ) « سل لنا » « 40 » مىگفت . مثل اينكه به كار بردن مترادفات را مجاز مىدانست و قرائت را آسان گرفته بود « 41 » . البته اين
هامش
( 33 ) لسان العرب 3 : 87 ، تاج العروس زبيدى 2 : 37 كلمهء « ديباج » .
( 34 ) البحر 5 : 307 ، جفرى 49 ، 64 ، 80 .
( 35 ) بحر 8 : 206 ، جفرى 97 .
( 36 ) محتسب 82 .
( 37 ) بحر 8 : 55 ، جفرى 111 .
( 38 ) جفرى 25 .
( 39 ) ايضا 25 ، بحر 1 : 90 .
( 40 ) ايضا 26 ، بحر 1 : 251 .
( 41 ) النشر 1 : 21 ، فخر رازى 1 : 213 .