نقل شده 105 سوره بيشتر ياد نگرديده كه در آن حواميم و مسبّحات را تكرارى گرفتيم . ولى سورهء القمر 54 را كه دو جا ياد شده بود به پيروى از فلوگل ، اولى را لقمان به حساب آورديم . در نتيجه ، سورههائى كه در اين صورت نيامده عبارتست از :
فاتحة الكتاب 1 - الحجر 15 - الكهف 18 - طه 20 - النمل 27 - الشورى 42 - الزلزله 99 - الفلق 113 - الناس 114 .
در مورد فاتحة الكتاب و معّوذتين ( سورههاى 1 و 113 و 114 ) ديديم كه ابن سيرين گفت در مصحف وى نمىنوشتند . ديگرانى همچنين سخنانى را از او باز گفتهاند و حتى نقل مىكنند كه عبد اللّه معّوذتين را از مصاحف خود مىشست و نابود مىكرد « 261 » . دربارهء علت اين كار سفيان بن مسعود مىگفت : چون عبد اللّه مىديد كه رسول خدا حسن و حسين ( ع ) را با اين دو سوره تعويذ مىكرد و نشنيد كه پيامبر ( ص ) آنها را در نماز بخواند از اين جهت گمان مىبرد كه اين دو سوره از قرآن نيست « 261 » . اما ديگران مىگويند ابن مسعود فاتحه و معوذتين را از آن جهت در مصحفش نداشت كه اطمينان داشت هرگز آنها را فراموش نخواهد كرد . زيرا در آن موقع قرآن را از اين جهت مىنوشتند كه تذكارى باشد . پس وقتى احتياجى بدين تذكار نبود چرا بنويسند ؟ « 27 » ولى واقع اين است كه اين سخن چنين مىنماياند كه عبد اللّه خود خواندن و نوشتن مىدانست و براى تذكار ، مصحف نوشته داشته است .
در صورتى كه تاكنون در جائى به چنين نكتهاى برنخوردهايم . گويا او خود گفته باشد :
مستحب است كه نويسندهء مصحف از قبيلهء مضر باشد . « 28 » بنا بر اين شايد كسى مانند نافع بن ظريب بن نوفل كه مصاحفى براى عمر بن خطاب نوشته « 29 » و از بنى نوفل شاخهاى از مضر است ، براى عبد اللّه هم مصحفى رقم زده باشد . در اينكه عبد اللّه قرآن را از حفظ مىخواند دلايل زيادى داريم . از جمله ابن عبد البر ( م 263 ) مىگويد : مردى در عرفات نزد عمر آمد و گفت : من از كوفه مىآيم . در آنجا مردى بود كه قرآن را از حفظ بر مردم املاء مىكرد . عمر خشمناك شد ، فرياد زد : واى بر تو ، كيست اين ؟ مرد گفت : عبد اللّه بن مسعود . عمر آرام گرفت و گفت : به خدا
هامش
( 261 ) احمد 5 : 129 ، 130 ، اتقان 1 : 65 نوع 19 ، الدر المنثور 6 : سورهء فلق .
( 27 ) مقدمتان 35 .
( 28 ) صاحبى ابن فارس 57 .
( 29 ) جمهرة انساب العرب ابن حزم 116 ، اشتقاق ابن دريد 89 ، اصابه 8650 .