دادن شير امتناع جست . پيغمبر خدا ( ص ) ميشى از آن رمه را بركت داد و از آن پس عبد اللّه ، اسلام پذيرفت . پس از اسلام خدمتگزار رسول ( ص ) گرديد « 5 » و در سفر و حضر پيوسته در خدمت رسول خدا بود . در مدينه ، پشت مسجد نبوى زندگى مىكرد و اغلب با مادرش « امّ عبد » به خانهء پيامبر مىرفت . به طورى كه نزديك بود او از اهل بيت شمرده شود . مىگويند مادرش نيز اسلام آورده بود و عبد اللّه را « صحابى پسر صحابيه » هم مىگفتهاند « 6 » . وقتى پيامبر در خانه بود دربانى خانه با او بود و چون مىخواست از خانه بيرون رود كفشهاى او را مىپوشانيد و با عصا پيشا - پيش او راه مىرفت . تا رخصت نمىيافت نمىنشست . در سفر فراش و آب وضوى پيامبر را فراهم مىساخت . چنان كه او را « صاحب نعلين و وسادهء » پيغمبر هم خواندهاند « 7 » . او نخستين كسى است كه در آن گير و دار مخالفت قريش ، قرآن را به صداى بلند در مكه تلاوت كرد و در اين راه آزار شد « 8 » . وى « ذو الهجرتين » است ، يعنى يك بار به حبشه و بار ديگر به مدينه هجرت كرد . در همهء غزوات رسول خدا حاضر بود و ابو جهل را به دست خويش بكشت . او يكى از ده تنى « عشرهء مبشره » است كه وعدهء بهشت گرفتهاند . ديديم ، از نخستين كسانى بود كه قرآن را درس مىدادند و جزء چهار نفرى است كه پيغمبر فرمان داد قرآن را از ايشان بياموزند . او بارها و بارها گفته بود كه هفتاد سوره از دهان مبارك نبى اكرم آموخته است .
مىگويند پيامبر فرموده : هر كه بخواهد قرآن را چنان كه نازل شده ، تر و تازه بخواند ، بايد همچون ابن ام عبد ( ابن مسعود ) بخواند « 9 » . حتى گفتهاند در دوبارى كه در آخرين سال حيات حضرتش ، قرآن بر وى عرضه شد او هم حضور داشت . « 10 » او در روش و حركات به آن حضرت تشبّه مىورزيد « 11 » . بوى خوش را دوست مىداشت . « 12 » قامتى
هامش
( 5 ) استيعاب 3 : 987 .
( 6 ) نووى 370 .
( 7 ) احمد 6 : 449 ، ابن سعد 3 : 1 / 108 .
( 8 ) ابن سعد 3 : 1 / 107 .
( 9 ) مقدمتان : 93 .
( 10 ) ابن سعد 2 : 2 / 104 .
( 11 ) احمد 5 : 389 ، 394 ، 395 ، 401 ، 402 ، طيالسى : حديث 426 .
( 12 ) ابن سعد 3 : 1 / 111 .