قرائتش از قرائت عامّه خيلى دور مىبوده است . يكى از مهمترين دلايل تطابق مصحف او و مصحف موجود ، اين است كه قرائت شش تن از قاريان هفتگانه ( يعنى نافع ، ابن كثير ، ابن علاء ، عاصم ، حمزه و كسائى ) هر يك به طريقى ، به قرائت ابىّ بن كعب مىرسد .
اما دربارهء آن دو سوره ، هيچ دليلى محكمتر از اين نيست كه اگر هم انتساب اين دو دعاء به عنوان سورههاى قرآنى به ابىّ بن كعب صحت داشته باشد ، و لو سلّمنا ، تازه او در اين ادعاء تن واحد است و تك بودن چيزى از قرآن ثابت نمىكند . قرآن تمام به تواتر ثابت شده و از كسى تنها چيزى پذيرفته نشده ، اگر چه صحابى جليل القدر و يا خليفهء مقتدرى باشد .
واقع اين است كه دربارهء مصحف ابىّ سخن روشن و قطعى در دست نيست .
صورتهائى را كه ابن نديم و سيوطى بدست دادهاند ، گذشته از اينكه حتى در يك مورد هم اختلافاتشان با هم نمىخواند و ترتيب سوره يكى نيست و نام سورهها با هم اختلاف دارد ؛ فاصلهء زمانى راويان از زمان ابىّ نيز طولانى است . بنا بر اين اعتمادى به صحّت اين صورتها نيست و بر فرض اثبات اصالت ، تازه خبر واحدى مىشود كه اطمينان بدان روا نباشد .
8 ) ابن مسعود :
ابو عبد الرحمن عبد اللّه بن مسعود از قبيلهء « هذيل » « 1 » و حليف بنى زهره ، مادرش امّ عبد بود و از اين رو به او كنيت « ابن امّ عبد » نيز داده بودند . « 2 » وقتى در كتب فقه و اخبار فقط « عبد اللّه » گفته شود منظور او است . به روايت ابو نعيم اصفهانى او ششمين كس است كه اسلام آورده و از اين رو او را « سادس ستّه » « 3 » مىگفتند و او اين لقب را بسيار دوست مىداشت . پيش از اسلام شبان « عقبه » بود « 4 » . گويند روزى پيامبر و ابو بكر بر رمهء او مىگذشتند . از او شير خواستند و او به مقتضاى امانت از
هامش
( 1 ) طبقات القراء 1 : 458 .
( 2 ) گاهى او را عبد اللّه بن مسعود مىنامند ( ابن سعد 3 : 1 / 112 ، ولى بيشتر عبد اللّه بن امّ عبد خوانده شده است . ( بخارى : كتاب فضائل الاصحاب 35 ، ابن سعد 2 : 2 / 99 و فصل خاص او 3 : 1 / 182 ) .
( 3 ) حلية الاولياء 1 : 124 پارهاى از خطبههاى او را هم دارد . ولى سخاوى او را سومين نفرى نقل مىكند كه پس از على و خديجه اسلام آورد .
( 4 ) احمد 1 : 379 و 462 .