تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
مرسوم شد ، بيشتر چيزى به صورت يار و ياور حافظه بود . يعنى بدون حفظ و دانستن مطلب از پيش ، خواندن يك آيه بسيار مشكل بود . اين است كه مىبينيم در قرآن ، قرائت به صداى بلند خواندن و از حفظ خواندن آمده است ( 69 : 19 و 73 : 20 و غيره ) . يعنى چنان كه مرسوم بود آن را از حفظ و به صداى خوش و بلند مىخواندند . پس قرآن مىتواند اسم فعل قرء و اشاره‌اى به معنى قرائت از حفظ باشد . چنان كه در ( 75 : 16 - 18 ) گذشت كه اشاره بدين معنى است و يا قرآن الفجر ( 17 : 78 ) كه گفتيم نماز بامدادى است و اشاره به قرائت قرآن است كه ركن و اساس نماز است . همچنين اين كلمه در مورد آياتى به كار رفته كه بر پيامبر ( ص ) نازل مىشد و او ( ص ) بلند قرائت مىكرد ( 7 : 204 و 16 : 98 و 17 : 45 و 84 : 21 ) و يا وقتى كه مؤمنان آيات را در نماز قرائت مىكنند ( 73 : 20 ) ( در آيهء 46 سورهء اسراء مىتوان گفت كه فى القرآن نيز حاكى از اين معنى است ) . گذشته از آن ، اشاره است بدانچه رسول خدا ( ص ) دريافت مىكرد و براى مؤمنان ( مثل 75 : 18 و 87 : 6 ) و در حضور مردم تكرار مىفرمود . پس در ميان همهء اين آراى مختلف ، رأيى كه بيشتر قابل قبول به نظر مىرسد همان است كه لحيانى گفت . اسم فعل يا مصدرى است به معنى اسم مفعول ( از باب اطلاق مصدر بر مفعولش ) . قرآن از ريشهء « قرء » به معنى خوانده و يا خواندنى است . شايد بتوان گفت كه عرب پيش از اسلام « قرء » را به معنى جمع و ضمّ مىشناخت و در اين باره به كار مىبرد . و وقتى با اصطلاح « قريانا » براى قرائت و تدريس مواجه شد ، آن كلمه را در اين معنى تازه هم به كار برده است . بهر حال ، اين معنى از همان آغاز نزول وحى در اين كلمه ديده مىشود . نخستين وحى ( به قول اكثر ) « إقرء » است و از همان اوايل بعثت مجموعهء وحى الهى به نام قرآن خوانده شده است . در آيهء چهارم سورهء المزمل كه از نخستين وحىهاست آمده كه « قرآن را با درنگ بخوان » . پس اين نام از همان آغاز رواج بيشترى داشته است . چقدر فراوان است اخبار و احاديثى كه اين نام را بر اين مجموعهء وحى الهى از زبان رسول خدا نقل كرده‌اند . نمونهء كوچكى از آن ، فرمان مفصلى است كه پيامبر اكرم براى عمرو بن حزم ( م 53 ) صادر فرمود . وقتى او را به يمن فرستاد تا دين و سنّت را به مردم بياموزد ، نامه‌اى به دو داد كه در آن آمده بود « فلا يمسّ القرآن انسان الّا و هو طاهر » ( به قرآن كسى دست نزند مگر اينكه پاك باشد ) . هر چند هم كه در كم و