( 10 : 94 و 17 : 14 ، 71 و 69 : 19 و 73 : 20 . . . ) .
4 - خطبهء خطيب را هم گفتهاند . بعضى از مفسران معتقدند كه منظور از قرآن مذكور در آيهء 204 سورهء اعراف خطبهء خطيب است .
5 - نوشتهء لوح محفوظ هم قرآن خوانده شده ( 85 : 21 ) .
6 - گاهى يك آيه ، قرآن ناميده شده ( مثلا در 10 : 61 و 13 : 31 ) .
7 - زمانى دستهاى از آيات بدين نام خوانده شدهاند ( مثل 10 : 15 و 12 : 3 و 72 : 1 ) .
8 - وقتى هم به عنوان نامى براى تمام وحى الهى كه ابلاغ شده و يا ابلاغ خواهد شد ، به كار رفته است .
اما روح و لبّ همهء اين موارد را كه در نظر بگيريم مىبينيم كه در واقع قرآن به معنى قرائت به كار رفته است . در معنى قرائت توسعى هست كه شامل همهء موارد مىشود .
در سورهء 17 آيهء 93 فعل « نقرؤه - آن را قرائت كنيم » ، به روشنى ، فعل قرائت براى خواندن به كار رفته است . اما معنى ديگر در قرآن « از بر خواندن » و « تدريس » است كه البته الزاما اين حفظ خوانى ، خواندن از روى يك متن نوشتهاى را نمىرساند و بيشتر خواندن از حفظ است . خداوند مىفرمايد : « با شتاب ، زبان به قرائت قرآن مگشاى كه ما خود آن را جمع و حفظ كرده و بر تو فرو مىخوانيم » ( 75 :
16 - 18 ) . مىبينيم كه اينجا قرائتى است از حفظ بدون نوشته . بايد توجه كرد كه معنى قرائت در لغتنامهها دقيقا با شرايط جارى در زمان رسول خدا ( ص ) در مكه تطبيق نمىكند . نوشتن آيات احتمالا در آغاز وحى مرسوم نبود ، اما شروع وحى با امرى از ريشهء همين كلمه ، يعنى با اقرء ( 96 : 1 ) بود . بعد هم كه نوشتن
هامش
گفته و قرآن را به معنى قرائت گرفته .ضحّوا بأشمط عنوان السّجود به * يقطع الليل تسبيحا و قرآناديوان حسّان : 410 بعنوان : الاثر الذى يظهر فتستدل به على الشىء .
و لسان 17 : 168 و 19 : 211 و الاقتضاب : 98 و البيان و التبيين 1 : 220 و 3 : 262 .
اين شعر به اوس بن مغراء ( م 55 ) هم نسبت داده شده و نيز بغدادى در خزانه 4 : 118 از ابن يعيش نقل مىكند كه اين شعر از كثير بن عبد اللّه النهشلى ( م 70 ) است . عينى هم در مقاصد ( حاشيهء خزانه 4 : 17 ) همين قول را از ابن السيرافى نقل مىكند .