تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
مناسبت اجتماع آيات و مقارنهء آنها نام قرآن بر آنها اطلاق گردد . 3 - قول فرّاء ( م 207 ) : قرآن مشتق از قرائن جمع قرينه است . چنان كه آياتش پاره‌اى شبيه پارهء ديگر و برخى از آن قرينهء بعضى ديگر است . واضح است كه نون در قرائن اصلى و اين كلمه در اصل بدون همزه است . قرطبى ( م 671 ) هم اين قول را تأييد مىكند . ولى زجّاج و ابو على فارسى ( م 377 ) آن را رد مىكنند . مثلا زجّاج اين گفته را اشتباه دانسته و ترك همزه را در آن از باب تخفيف و نقل حركت همزه به ساكن ما قبلش دانسته‌اند . ولى به هر حال اين هم همان قول قبلى مىشود . 4 - بعضى هم آن را بدون همزه دانسته ولى از كلمهء « قرى » مىگيرند به معنى ضيافت و مهمانى . در اين صورت قرآن خوان گستردهء الهى است كه هر كس به سهم خود از آن بهره‌مند گردد . چنان كه پيامبر ( ص ) فرمود : « إنّ هذا القرآن مأدبة فخذوا منه » « 13 » . اين قرآن سفره‌اى است گشاده ، از آن برگيريد . چنين بود نظر دانشمندان و مفسران اسلامى و استدلالاتى كه در زمينهء لغت داشتند . اما خاورشناسان نيز در اين زمينه نظرياتى ابراز داشته‌اند كه نقل آن خالى از فايده نيست . نخستين بار تئودور نولدكه ( م 1349 ) آلمانى در « تاريخ قرآن » خود معتقد بود كه كلمهء « اقرء » در صدر سورهء علق به معنى تبليغ كن و وعظ كن آمده است « 14 » . بعد ، رژى بلاشر ( م 1375 ) فرانسوى آن را تأييد كرد كه معناى اوليهء قرآن « تبليغ » بود « 15 » و اندك اندك مردم عادت كردند كه اين كلمه را به معناى كتاب محتوى تبليغ به كار ببرند « 16 » . برگشتراسر ( م 1352 ) آلمانى مىگويد : لغت‌هاى آرامى ، حبشى و فارسى در زبان عربى آثار غير قابل انكارى بجاى گذاشته‌اند . زيرا پيش از اسلام ، در طول قرنها ، اينها همسايگان عرب شمرده مىشدند و با هم روابط زيادى داشته‌اند . پس اين تأثير و تأثرها عجب نيست . آرامىها با اختلاف لهجه در
هامش
( 13 ) سنن الدارمى ، فضائل القرآن : 1 . ( 14 ) نولد كه : تاريخ قرآن 1 : 31 به بعد و 81 به بعد . ( 15 ) بلاشر : در آستانهء قرآن ، ح 133 . ( 16 ) ايضا ص 136 ، ترجمهء فارسى 157 .
تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 18 | محمود راميار