تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
معنى مخرج و يا احيانا « نجات » به كار رفته باشد ، اما اين شباهت مختصر و نظاير آن بهيچوجه نمىتواند دليل آن باشد كه اين كلمه از اساس غير عربى است . آرى ، در يكى از معانى مختلفى كه اين كلمه به كار رفته شباهتى با مصطلح سريانى و عبرى ، يعنى زبان اصلى يهود و نصارا ، ديده مىشود ، ولى اين شباهت دليل تأثير مستقيم و نافذ نيست . از اين ، رايج‌تر و مرسوم تر توسل به قاعدهء ابدال است . نظير اين كلمه را در عربى « فلق » داريم كه با ريشهء اين كلمه قرابت معنوى دارد . هم چنان كه فرقان جدا كنندهء حق از باطل است ، فلق نيز روشنى روز را از تاريكى شب جدا مىكند و تبديل حرف لام به راء در عربى سابقه‌اى قديم دارد . پروردگار را نيز « فالق الحبّه » گويند . يعنى شكافندهء دانه در زير خاك . چه بسا كه « فلق » به « فرق » تبديل شده باشد هر چند كه فلق به انشقاق باشد و فرق به انفصال . به هر صورت لغت شناسان عرب چون ابن السبكى ، ابن دريد ، ابن حجر و سيوطى اين كلمه را عربى اصيل دانسته‌اند و جزء عربى شده‌ها ( معرّبات ) به حساب نياورده‌اند . بحث در اين زمينه گاهى كار را به تخيّلات واهى مىرساند . مثلا گفته شود كه « استعمالات مختلف اين كلمه « فرقان » كوتاه مدتى قبل و بعد از غزوهء بدر بوده است » « 3 » و حال آنكه اين كلمه در صدر سورهء فرقان و حدود هشت سال پيش از وقعهء بدر و يا در اوايل سورهء آل عمران ( يكى دو سال بعد از آن ) به يك معنى نازل شده است . و يا اينكه گفته شده : روز بدر « يوم الفرقان » ناميده شده و روزه احتمالا به عنوان شكرگزارى از اين پيروزى مقرر گرديده است « 4 » . در حالى كه مىدانيم روزه حدود پانزدهم شعبان سال دوم هجرت و پيش از آغاز جنگ برقرار شده بود « 5 » . براى روشن شدن معنى و بهترين راه شناسائى كلمه ، توسّل به خود قرآن مجيد و
هامش
BellsIntroduction، 541 .Schwally،ZDMG،Iii/P .431sq .J .Horovits؛KoranischeUntersuchungen،P .67sq .( 3 )BellsIntr .P .541 . ( 4 )K .WagtendonK،FastingintheKoran، 341 . ( 5 ) طبقات ابن سعد 1 / 2 / 6 و 8 . تاريخ يعقوبى 1 : 400 . مقريزى پس از اين كه آورده است كه پيغمبر ( ص ) بعد از يكى دو روز كه روزه گرفته بود به قصد جنگ « بدر » از مدينه بيرون رفت اضافه مىكند : « ثم نادى مناديه : يا معشر العصاة انّى مفطر فافطروا » . . .