تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
عظيم ( 15 : 87 ) است و كريم ( 56 : 77 ) و مبارك ( 6 : 156 ) و مبين ( 15 : 1 و 27 : 1 و 36 : 69 ) . در لوح محفوظ ( 85 : 21 ) و كتاب مكنون ( 56 : 77 ) نوشته شده . عزيز است ( 41 : 41 ) و حكيم ( 36 : 2 ) و همان حقيقت يقين است ( 69 : 51 ) . قرآن ، جز اين نام به نامهاى ديگر هم خوانده شده كه به نامهاى « فرقان » و « كتاب » و « ذكر » كه رايج‌ترند اشاره‌اى مىكنيم و نامهاى ديگر هم در پايان ياد مىشوند . اما اين نكته در خور ذكر است كه نام « قرآن » در اين كتاب آسمانى به صورت نام خاصى براى كلام خدا آمده بدون اينكه با كتب پيشين اشتراكى داشته باشد . ولى ساير نامها و يا صفات هر يك به گونه‌اى ميان قرآن و كتب آسمانى ديگر اشتراكى پيدا مىكند .

فرقان :

اين كلمه در عربى همچون كلمه‌اى اصيل از ريشهء فرق ( باب ضرب ) به كار رفته ، مثل خسر و خسران . در اين صورت ، مصدرى است به جاى اسم فاعل بر سبيل مبالغه . چنان كه گويند : « رجل عدل » يعنى مرد خيلى عادل و معنى فرقان مىشود « بسيار فرق‌گذار » كه در مورد قرآن مجيد مفسّران ، آن را فرق‌گذار ميان حق و باطل تفسير كرده‌اند . گذشته از آن ، معانى « نجات - نصرت » و فصل و مخرج را هم براى آن ذكر نموده‌اند . اما به قول طبرى هر سه تأويل با اختلاف لفظى كه دارند از نظر معنى با هم نزديكند . كسى كه در تنگنائى ، گريزگاهى يافته ، اين محل خروج مايهء نجات او است . به هر صورت ، اصل فرقان فرق گذاردن ميان دو چيز و جدا كردن آنهاست و قرآن را از آن جهت فرقان خوانند كه با دلايل و احكامش ميان حق و باطل فرق مىگذارد « 1 » . توجه مفسران به معنى « نجات » در اين كلمه ، موجب شده كه بعضى شباهتى ميان اين كلمه و نظير آن در ريشهء آرامى - عبرى يعنى پرقان
PURQAN
و يا سريانى پرقانه
Purqana
به معنى نجات بيابند « 2 » . هر چند هم كه در لهجهء هذيل ، فرقان به
هامش
( 1 ) تفسير طبرى 1 : 33 بولاق . ( 2 ) آرتور جفرى : لغات بيگانهء قرآن . نولد كه : تاريخ قرآن 1 : 34 . گيب : مختصر دائرة المعارف اسلام : 109 .