بخصوص كه اين دو تا در رقابت با هم و مورد حمايت رسمى بودند . پس از تدوين نسخهء ابو بكر ، كسى متعرض اين نسخهها نشد و همين نسخهها بر مردم مسلمان و نو مسلمان عرضه مىشد . اگر مىخواستند كه قرآن را از نابودى حفظ كنند كه لازمهاش حداقل تكثير همان نسخهء جمعآورى شده بود . خداى ناكرده ، اگر اين نسخهء اصلى در حريقى ، زلزلهاى يا تصادفى از بين رفته بود كه چيزى باقى نمىماند . به نسخههاى ديگر كه عنايتى نبود .
آن نسخه اختصاصى نداشت كه بدان علت در صندوق مخصوصى بگذارند و از دسترس مردم دور بدارند . قرآن كتاب زندگى دنيوى و اخروى مردم است . براى خواندن و عمل كردن است . بايد كه در دست مردم و قلب مردم قرار مىگرفت .
بايد كه در أقصى نقاط سرزمينهاى اسلامى رخنه مىكرد و در دل هر زن و مردى جاى مىگرفت . تنها براى شگون و ميمنت نبود كه در يك جا گرد آيد و در ربعهاى به وديعت نهاده شود .
بنابراين ، چنان كه گفتهاند ، انگيزه تنها ترس از ميان رفتن قاريان نبوده است .
پس انگيزهء اصلى چه بود ؟
وقعهء يمامه ، چنان كه گفته شده ، نمىتواند علت اصلى و تمام علت باشد . با رحلت پيامبر ، دسترسى به وحى قطع شد . در آن موقع هر پرسشى كه پيش مىآمد از رسول خدا پاسخ دريافت مىكردند . مشكلات و پرسشهاى خود را حل مىكردند . اما حال مسائل تازهاى پيش آمد مىكرد و اين مسائل تازه روز به روز رو به افزايش بود . گذشته از آن ، عدهء تازه مسلمانها رو به افزونى بود . طبيعى است كه اين تازه مسلمانها مسائل تازه و بىسابقهاى مطرح مىكردند و بايد به نياز روز افزون جامعه جواب داده مىشد . مهمترين قدم و اساسىترين اقدام در درجهء اول ، دسترسى به مجموعهء وحى بود . مجموعهاى كه شامل اصول عقايد و احكام باشد . اصولى كه براى عبادت لازم بود بدانند و جامعهء نوين بر آن اساس پىريزى مىشد . مصلحت جامعهء اسلامى ، روشن و واضح ، ايجاب مىكرد كه نسخهء اصلى قرآن هر چه زودتر تنظيم گردد . اين قرآن بود ، كتاب آسمانى بود ، حداقل در آن روز و آن هنگامهها ، قانون اساسى جامعهء نو بنيادى بود كه مىخواست تشكّل بنيادى خود را به جهانيان اعلام دارد . اين چه وابستگى به حادثهاى مثل يمامه مىتوانست داشته باشد ؟ يمامه خواه پيش مىآمد يا نه ، سالم و هزارها تن ديگر كشته
تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 330
مساهمون: محمود راميار
ص٣٣٠