سنجش كار زيد
سنجش كار زيد امروز از پس قرنها كار آسانى نيست . به خصوص كه اخبار و روايات در اين باره از آشفتگى و درهمى به دور نيست . مجموع روايات را ديديم .
باز هم از اين قبيل سخنان فراوان هست . ولى همينقدر كه بازگفتيم خود درهمى خبرها را خوب نشان مىدهد :
گاهى عمر است كه پيشنهاد جمع قرآن را مىدهد و گاهى زيد پيشنهاد دهنده است .
وقتى ابتكار عمل با ابو بكر است و در روايتى مبتكر اصلى عمر است . ولى در آن ديگرى ابتكار از زيد است .
زمانى زيد انكار مىكند و در قبول ترديد دارد و گاهى هم استقبال مىكند .
يك وقت كار به اجتماع مسلمانان واگذار شده ، و وقت ديگر تصميم گيرندهء نهائى شخص ابو بكر است .
وقتى هم هست كه ابو بكر انجام و يا عدم انجام كار را به عهدهء زيد مىگذارد كه اگر رأى عمر را پسنديد انجام بدهد و گرنه ابو بكر مخالف است . به هر صورت ، ابو بكر تابع نظر زيد مىشود .
مباشر عمل ، گاهى زيد و وقتى عمر است و زيد ياور او ، زمانى هم زيد فقط نظارت دارد و مباشر خود ابو بكر است .
در روايتى مصحف به زمان ابو بكر تمام مىشود و در خبرى تا زمان عمر به طول مىانجامد و در روايتى ديگر مىگويند عمر مرد ، ولى مصحف تمام نشد .
نخستين جامع ابو بكر است ، ولى گاهى هم از عمر نام به ميان مىآيد .
دستور جمع را ابو بكر داده ، اما از عمر هم در اين موضوع يادى شده است .
املاء كننده گاهى ابىّ بن كعب و گاهى ابان بن سعيد و يا اشعث است . . . .
طبيعى است كه يك چنين آشفتگى ، داورى را مشكل كند . اما اين آشفتگى اصولا در كار حديث هست . پس كار مرد حديث چيست ؟ كدام مسألهء فقهى يا كلامى است كه در بحث و كنكاش نباشد و فقيه از پس لم و لمّا ، و قلت ان قلت آن برنيايد ؟ كار مرد حديث و كتاب اين است : انتخاب سره از ميان ناسرهها .
اگر ما هر چه هست همه را بر روى هم بريزيم و نگاه كنيم ، مشكلى به عظمت كوهها خواهيم داشت . اما اگر هر نكتهاى را درست سر جاى خود بنهيم و نظم و