تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
ترتيبى بدين تكه‌هاى جدا از هم بدهيم ، بنيانى رفيع و مفيد خواهيم داشت . پس در مجموع اين احاديث ، آنچه ناسره و تك و ناهمخوان است بايد كنار گذارد . بزرگ نمائيها و لافها را بايد يك سو كرد و از ميان انبوه اين اخبار ، واقعيّتها را باز جست . در كار اخبار جمع آورى زمان ابو بكر نيز چنين است . اگر ايرادى بوده و بعدها ، ابن مسعود به زبان آورده ، در شخص زيد و جوانى او بوده است . راست است كه از او « احقّ و أولى » هم بوده‌اند . جوانى و كمى سابقه‌اش بر دلها سخت و بر شانه‌ها سنگين آمده است . اما از انصاف نبايد گذشت كه او اين مأموريت را با راهنمائيهاى بخردانه ، به خوبى انجام داد . گوش به سخن بزرگان صحابه داد و دل به حرف آنها سپرد و كارى چنين با عظمت را به نيكى به انجام رساند . روش او پسنديده و متين بود . البته كه بايد از منابع اصلى خود بهتر و بيشتر سخن مىگفت . كسى چه مىداند ؟ شايد هم گفته و به نسلهاى بعد نرسيده است . مبناى كار او اساسى متين و استوار داشت . نوشته‌هاى موجود در خانهء پيامبر ، نوشته‌هاى موجود صحابه ( بخصوص مصاحف على ( ع ) ، ابى بن كعب ، معاذ ، مقداد ، ابن مسعود . . . ) ، نوشته‌هاى شخصى خود او ، آياتى كه همه از حفظ بودند ، شهادت شاهدان عينى ، خلاصه : تواترى قطعى و مسلّم كه جاى هيچ ترديدى نگذاشته است ، مبناى اصلى كار او بود . او هيچ نكته و دقيقه‌اى را فرو نگذاشت . دقّت و ممارستى به كار رفت تا قرآن از هر كم و كاست و يا زياده و افزونى بر كنار ماند . چنان گرد آيد كه خشنودى خدا و رسولش را در بر داشته باشد . آنها توانستند كه اجماع امت و تواتر در آن را بدست آورند . هرگز در طول تاريخ گفته نشده كه در كار او خللى بوده است . نتيجه‌اى كه بدست آمد جاى چون و چرا نگذاشت . روشى را كه ابو بكر به دو آموخت و او در نهايت اهتمام و دقّت به كار برد ، مجال هر مخالفتى را از بين برد . البته اين تواتر محكم و متقن به داستان آن دو آيهء پايان سورهء برائة خدشه دار نمىشود . چه ، صحابه قرآن را حفظ بودند ، خود زيد از آنها آگاه بود . منتهى از فرط احتياط ، افزون بر حفظ ، سند كتبى و نوشته‌اى هم مىخواستند كه دو شاهد بر آنها گواهى دهند كه در حضور حضرتش نوشته شده و شهادت خزيمه خود به منزلهء دو شهادت بود . بىگفتگو در آن زمان صحف و مصاحف ديگرى هم جمع شده بود و بدان هم