تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
خواهيم رسيد . ولى هيچيك چنين منقّح و پيراسته ، متكى به اجماع و تواتر نبود . پاره‌اى شأن نزول و كمى تفسير به همراه داشت و دسته‌اى نظم سوره‌ها را رعايت نكرده بودند و احيانا بعضى از سوره‌ها را از فرط بداهت امر و حضور ذهن ننوشته بودند . در صورتى كه اين يك ، جامع جميع آيات و منظم به نظمى بود كه پيامبر فرموده بود . چنين است كه به آسانى مىتوان گفت آيات كريمه‌اى كه جبرئيل بر پيامبر خدا آورد ، همين است كه امروز « بين الدّفّتين » به نام « قرآن » در دست همهء ماست .

انگيزهء ابو بكر

اما انگيزهء ابو بكر در اين كار چه بود ؟ چه چيز ابو بكر را واداشت تا دست به چنين كارى بزند ؟ آيا واقعا نگرانى كشته شدن قاريان قرآن در روز يمامه مىتوانست علت اصلى اين كار باشد ؟ واقعا شرايط و موقعيّت ايجاب مىكرد كه عمر ناگهان به چنين فكرى بيفتد و ابو بكر دست بدان كار بزند ؟ اين آن چيزى است كه بحثها برانگيخته است . مىدانيم كه در آن موقع مصاحف متعددى در دستها بود و بعضى از اين مصاحف در شهرهاى مختلفى رواج داشتند ، مىدانيم آنها كه نوشتن مىتوانسته‌اند ، هر يك مجموعهء كامل و يا قسمتى از مصحف را براى خود داشته‌اند . بسيارى تمام و يا قسمتى از آن را از حفظ بودند . بر فرض كه كسانى از قاريان قرآن از ميان مىرفتند ، ديگران بودند كه جانشين آنها شوند . نسخه‌هاى متعددى هم از تمام قرآن وجود داشت و اگر هم عده‌اى از قاريان كشته مىشدند اين نسخه‌ها مىتوانست تكثير شود و حافظان ديگرى جانشين آنها شوند . چرا به جاى اين كار مثلا حوزه‌هاى تعليم قرآن را به طور رسمى افزايش ندادند و دست به ترويج بيشتر قرآن نزدند ؟ در ممالك اسلامى قرآنهاى متعددى وجود داشت و هر كدام اسمى و رسمى داشتند . به روايت ابن اثير ، چهار مصحف بود كه در اين هنگام در جهان اسلامى منتشر بود : مصحف ابىّ در دمشق ، مقداد در حمص ، ابن مسعود در كوفه و مصحف ابو موسى در بصره . بعضى از اينها براى خود اسمى داشته‌اند . مثلا مصحف ابن مسعود را « ديباج القرآن » و مصحف ابو موسى را « لباب القلوب » مىگفتند « 1 » .
هامش
( 1 ) كامل 3 : 68 يا 86 ط . تورنبرگ . ترجمهء فارسى 3 : 182 و 183 ، اتقان 1 : 71 كلكته .