گردآورى قرآن از ميان آن نوشتافزارها و دائما با مردم مختلف شهر در تماس بودن و جستجوى مداوم براى يافتن و تطبيق نوشتهها با هم و بررسى آنها ، و تدوين آن در ميان دو جلد ، آن هم بدان دقّت و كيفيتى كه ديديم ، كار كوچكى نبوده و اين مدت كوتاه هم خود مبيّن ايمان كامل و كوشش شگفتىآور ياران پيامبر است . از همين جاست كه بعضى مىگويند اين كار در اين مدت كوتاه نمىتوانسته به انجام برسد و تا زمان عمر خليفهء بعدى امتداد يافته است كه ناچار در آن دوره باز مورد بحث قرار مىگيرد .
اين نسخه چه شد ؟
اين نسخهاى كه زيد بن ثابت بدين ترتيب گرد آورد ، خود سرگذشتى شنيدنى يافت . اين نسخه را نخست نزد ابو بكر مىگذارند و تا هنگام وفات او در آنجا بود و گويا نگهبان مخصوصى هم داشته و مورد مراجعهء شخص خليفه بوده است .
پس از فوت خليفه و برحسب وصيّت او ، اين نسخه را به عمر مىدهند . عمر يا نسخهء ديگرى از آن تهيه مىكند و يا همان را در ربعه « 3 » ( جعبه ) اى مىنهد . چون او زندگى را ترك كرد ، آن جعبه به وصيّت او به دخترش حفصه ، همسر رسول خدا ، تسليم شد « 4 » . بعد عثمان آن را خواست « 5 » . اما حفصه آن را تسليم نكرد تا عثمان ناچار قول داد كه آن را همچنان سالم باز خواهد گرداند . سپس مصاحفى از آن نگاشت و چنان كه وعده كرده بود و بر خلاف ساير مصاحف كه سوزاند ، آن را سالم به حفصه برگرداند كه تا هنگام مرگ حفصه نزد وى بود . يك بار هم مروان بن حكم ( م 65 ه ) در زمان معاويه كه والى مدينه بود ، آن ربعه را از حفصه خواست ولى او نداد . سالم ( فرزند عبد اللّه بن عمر ، برادر زادهء حفصه ) مىگويد : چون حفصه وفات يافت ( 45 ه ) و ما از دفن او برگشتيم مروان كس فرستاد نزد عبد اللّه بن عمر ، و آن صحفى را كه قرآن بر آن نوشته شده بود از او خواست . عبد اللّه نيز آن را براى مروان فرستاد . ابن ابى داود در روايتى نقل مىكند كه مروان آن صحف را سوزاند و در
هامش
( 3 ) ربعه ، بالفتح طبلهء عطار و صندوق اجزاء مصحف ( منتهى الارب ) ، و فتح العطار ربعته و هى جؤنة الطيّب و بها سمّيت ربعة المصحف ( اساس البلاغه ) .
( 4 ) البرهان 1 : 239 .
( 5 ) بخارى : احكام 37 ، مصاحف 9 ، 21 ، 24 ، 25 ، ابن عساكر 5 : 445 ، مناهل العرفان 1 : 395 ، مقدمتان 275 .