در دست است . به طور كلى در اخبار ، هم صحبت از صحف و صحيفههاست و هم صحبت از مصحف و مجموعهء مرتب « بين اللوحين » .
در بسيارى از اخبار صحبت از « صحف » است « 1 » و ابن حجر مىگويد فرق صحف و مصاحف اين است كه صحف عبارت است از اوراقى تنها كه در زمان ابو بكر قرآن را در آن نوشتند ، هر سورهاى آيات را مرتب و منظم داشت . اما خود سورهها مرتب نبودند . وقتى سورهها هم مرتب شدند و پى در پى قرار گرفتند مصحف شدند « 2 » . در جاى ديگر ابن حجر به روايت « عمارة غزيّه ( م 140 ه ) استناد مىكند كه زيد گفت : پس ابو بكر به من فرمان داد و من آن را در روى تكههاى چرم و استخوان پارهها نوشتم و چون ابو بكر وفات يافت ، قرآن را در زمان عمر در يك صحيفه نگاشتم و نزد او بود « 3 » » . همين را اسماعيل قاضى ( م 282 ) هم نقل مىكند « 4 » . در اين صورت ، دو نكتهء مهم از آن بدست مىآيد . يكى اين كه جمع زمان ابو بكر تمام نشده و در زمان عمر بوده كه پايان يافته است و اين نكته همان است كه مورد استناد بعضى قرار گرفته و در زمان عمر بدان مىرسيم . ديگر اينكه زيد قرآن را پنج بار نوشته ، در زمان رسول خدا و هر سه خليفه و يكى هم كه براى خود داشته و اين سخت غريب به نظر مىرسد .
سيوطى از « موطّأ » ابن وهب ( م 197 ه ) نقل مىكند كه ابو بكر قرآن را در نامهها « قراطيس » جمع كرد . زيد بن ثابت در اول اين را خواسته بود ، ولى او ( ابو بكر ) امتناع كرده بود ، تا اينكه از عمر يارى خواست و آن را انجام داد « 5 » . در مغازى موسى بن عقبه نيز از ابن شهاب آمده كه قرآن در عهد ابو بكر بر روى ورق جمع گرديد . يك نظر ديگرى هم هست كه ابو بكر هر سوره و يا هر دو و يا سه سوره را ، بر حسب درازى سورهها ، بر روى صحيفهء جدائى نوشته است « 6 » . اما در برابر اين نظريات ، نظر ديگرى نيز وجود دارد و آن تدوين قرآن در ميان دو جلد است .
هامش
( 1 ) مصاحف 9 ، 21 ، 24 ، 25 ، 31 ، بخارى : احكام 37 ، جهاد 12 .
( 2 ) فتح البارى 9 : 16 .
( 3 ) اتقان 1 : 208 نوع 18 ، تفسير طبرى 1 : 21 ح 59 ، فتح البارى 9 : 13 .
( 4 ) ابو شامه 74 ، ابانهء مكّى 26 .
( 5 ) اتقان 1 : 208 ، مصاحف 9 .
( 6 ) ابو شامه 75 .