تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
پس از شهادت على ( ع ) رياست مدينه با او بود « 3 » . بالاتر و والاتر از اينها ، به رزانت عقل و شدت پرهيزگارى و امانت و حسن خلق و پاكى ايمان معروف بود . از اينجا بود كه ابو بكر به او گفت : ما ترا متهم نمىشناسيم . و از ورع و دين و امانتش اين بس كه گفت : جابجا كردن كوهى به من آسانتر از اين كار بود . در اوّل هم تند و بىمطالعه اين پيشنهاد را نپذيرفت . با آنان مناقشه كرد و جواب قانع كننده گرفت . انديشه كرد و آن گاه پذيرفت . سرانجام ، به درست‌ترين راهى قدم گذارد كه ممكن بود . بدين سان خداوند هم دلش را به نور الهى روشن كرد و موفقّش داشت « 4 » . دكتر محمد حسين هيكل نيز مىنويسد : از آنجا زيد انتخاب شد كه جوان بود ، نيرويش بيش از ديگران و تعصّبش كمتر . با دقّت و آرامى به بزرگان صحابه گوش مىكرد و در تكيه بر حفظ خود لجاج نداشت . به اضافه كه شاهد آخرين عرضه هم بود « 5 » . در اين جهت ، اخبار و روايات را نيز به تأييد مىگيرند كه او كودكى ده دوازده ساله بود كه خدمت رسول خدا رسيد و در همان حال هفده سورهء كوچك قرآن را از حفظ بود . پيامبر را خوش آمد و او را تشويق فرمود . چيزى نگذشت كه مورد اعتماد و اطمينان قرار گرفت . در آغاز كار ، كاتبى يهودى بود كه در خدمت پيامبر به نامه‌ها پاسخ مىداد . ولى پيامبر از يهوديان ايمن نبود . به زيد فرمود كه خط يهود را ( عبرانى ، و سريانى را هم گفته‌اند ) بياموزد كه او در 9 يا 15 و يا 17 روز آن را آموخت و از آن پس نامه‌هاى يهوديان را او پاسخ مىداد « 6 » . دربارهء زيد از اينها بيشتر هم گفته‌اند : او أعلم مردم به فرائض بود « 7 » . او چندين زبان مىدانست : فارسى ، رومى ، قبطى ، حبشى ، سريانى ، عبرى . . . . « 8 » و لا بد
هامش
( 3 ) مقدمتان 23 ببعد ، 50 ، 51 . ( 4 ) مناهل العرفان 1 : 243 ، مقدمتان 25 . . . ( 5 ) الصدّيق ابو بكر ، ص 341 ط ، 4 . ( 6 ) بخارى : احكام 40 ، ابو داود : علم 2 ، جنائز 3 ، ترمذى : استئذان 22 ، ابن سعد 2 : 2 / 115 ، احمد 5 : 182 ، 186 ، مصاحف 3 ، البدايه و النهايه 5 : 346 ، فتوح البلدان 480 ، التاج الجامع 5 : 230 ، كتّانى 1 : 202 ببعد . ظاهرا چنان كه مقريزى گفته ( به نقل از ادوار فقه آقاى شهابى 1 : 252 ، ح 1 ) اين آموزش بايد بعد از سال سوم هجرت باشد . ( 7 ) التراتيب الاداريه 2 : 424 ببعد . ( 8 ) كتّانى 1 : 202 ببعد .
تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 319 | محمود راميار