از آن گاه پيامبر اكرم شهادت او را به جاى گواهى دو مرد پذيرفت و او « ذو الشهادتين » شد « 9 » .
خلاصه ، روشن شد كه حامل دو آيهء آخر سورهء توبه همين خزيمه بوده و زيد آنها را نزد ديگرى جز او نيافته و چون او ذو الشهادتين بوده و صحابهء ديگر نيز آن را از حفظ بودهاند ، آن را پذيرفتهاند .
همكاران زيد
در اين كار عدهاى را گفتهاند كه با زيد همكارى داشتهاند . در درجهء اول عمر بن خطاب را ديديم كه خود پيشنهاد دهنده بود و بعد هم همكارى مداومى داشت . بر در مسجد نشست و همراه زيد آيات را كه صحابه مىآوردند ، بررسى و نظارت مىكرد . ديگرى كه در اين همكارى شركت داشته « ابىّ بن كعب » بوده است . ابو عاليه بصرى از بزرگان تابعى ( م 93 ه . ) مىگويد كه قرآن را « ابىّ بن - كعب » املاء مىكرد و نويسندگانى مىنوشتند « 1 » . اما نام نويسندگان را نگفته است و معلوم نيست كه ابىّ نوشتههاى موجود و يا رسيده را املاء مىكرده و يا مصحف خود را ديكته مىكرده است . از عمر نيز روايت شده كه گفت : بر در مسجد نشستيم پس من فرستادم در پى ابىّ بن كعب و او آمد . او نيز نوشتههائى ( كتبى ) داشت مانند آنچه نزد همهء مردم بود « 2 » .
در واقع در اين مورد هم سخن روشن و آشكارى در دست نيست . جزئيّات امر گفته نشده و نكات مبهم زياد وجود دارد . بعضى حرفها هم كه گفته شده با واقعيّت تطبيق نمىكند . يعقوبى مىگويد : ابو بكر 25 مرد از قريش و پنجاه مرد از انصار را برگماشت و گفت قرآن را بنويسيد و بر سعيد بن عاص عرضه بداريد . چه ،
هامش
( 9 ) اختصاص شيخ مفيد 64 ، ابن سعد 1 : 2 / 174 ، برهان 1 : 234 ، فضائل القرآن ابن كثير 16 ، المعجم - المفهرس 3 : 198 س 32 ، كلينى نيز آن را در نوادر كتاب الشهادات نقل مىكند و نيز سنن نسائى اواخر كتاب بيوع . امام السندى در حاشيهء آن مىگويد كه پيامبر اسب را به اعرابى برگرداند و اسب همان شب درگذشت .
( 1 ) مصاحف سجستانى 9 ، ابو شامه 56 .
( 2 ) ابو شامه 63 به نقل از انتصار باقلانى .