آيهء قرآن باشد . در همان روايت مشهور هم گفته كه اگر نمىترسيدم مردم بگويند چيزى به قرآن افزوده ، آن را در قرآن مىنوشتم . اگر او علم داشت و يقين مىداشت كه آن عبارت آيهء قرآن است ، از چه چيز مىترسيد ؟ پس او قطع و يقين نداشته و على ( ع ) يقين داشت كه جزء آيات قرآنى نيست و در اجراى حدّ بر شراحهء همدانيه فرمود به سنّت رجم مىكنم .
خود عبارت را ملاحظه كنيد از صد فرسنگى فرياد دارد كه چنين نيست :
« الشّيخ و الشّيخة إذا زنيا فأرجموهما ألبتّة ، نكالا من اللّه ، و اللّه عزيز حكيم .
پيرمرد و پيرزنى كه زنا كنند ، البته رجمشان كنيد ، عقوبتى است از خدا ، و خداوند عزيز و حكيم است » .
سياق عبارت با آيات قرآنى تناسبى ندارد . در هيچ كجاى قرآن جملهاى كه با « اذا » شروع شود خبر مبتدا قرار نگرفته و كلمهء « البتة » به هيچ صيغهاى به قرآن نيامده و ضعفى در عبارت به چشم مىزند كه از حدّ سخنى متوسط نيز پائينتر مىنمايد .
بالاخره با همهء آن اصرارها ، اين عبارت به عنوان آيتى از قرآن شرف قبول نيافت . « 16 »
دو آيهء آخر سورهء توبه
اگر آن يك جمله را از عمر نپذيرفتند ، در برابر دو آيهء آخر سورهء توبه را از يكنفر صحابى عادى به آسانى پذيرفتند ! خود زيد در آن روايت اول گفت : دو آيهء آخر سورهء توبه را نزد ابو خزيمهء انصارى يافتم و نزد ديگرى نبود . مىدانيم كه او نوشتهء آيات را مىطلبيد . روايات ديگر تصريح بيشترى دارند كه زيد خود در آخر كار متوجه شد كه دو آيهء آخر سورهء توبه را ندارند و جستجو كرد و نزد يكى از انصار يافت . در روايتى هم ابّى بن كعب املاء مىكرد و ديگران مىنوشتند و هم او بود كه متوجه فقدان اين دو آيه شد و گفت رسول خدا اين دو آيه را بر من فرو
هامش
( 16 ) البته جاى بحث اصلى آن در باب نسخ خواهد بود . منابع ديده شود : اتقان 1 : 206 ، مقدمتان 37 ، 79 ، تاريخ طبرى 1 : 1821 ، بخارى : حدود 30 ، 31 ، مسلم : حدود 15 ، ابى داود : حدود 23 ، ترمذى : حدود 7 ، ابن ماجه : حدود 9 ، دارمى : حدود 16 ، موطاء : حدود 8 و 10 ( ص 241 ) ، احمد 1 : 23 ، 29 ، 36 ، 40 ، 43 ، 47 ، 50 ، 55 و 5 : 132 ، طيالسى 25 ، شوكانى در نيل الاوطار قسمت حدود ، بحث مفصلى دربارهء آن دارد . برهان 2 : 35 ، سفينة البحار 1 : 512 ، ابن سعد 2 :
1 / 242 .