با على ( ع ) بيعت كرد « 7 » . در وقعهء صفين پس از كشته شدن عمّار بن ياسر كه حقيقت بر او آشكار شد با معاويه جنگيد تا كشته شد . « 8 »
اين دو شخصيّت به علت شباهت نام با يكديگر اشتباه شدهاند . بعضى مىگويند ابو خزيمه بوده و برخى خزيمه را عامل مىدانند . در اين كه آيهء سورهء احزاب را كه بعد در زمان عثمان خواهيم ديد خزيمه آورده ، جاى سخنى نيست . اما در زمان ابو بكر گفتگو زياد شده كه كدام يك از اين دو نفر بودهاند ؟ شايد هم علت اساسى اشتباه رواياتى باشد كه بخارى در صحيح خود آورده است . او آوردن دو آيهء آخر سورهء توبه را در چهار مورد ذكر مىكند . در « فضائل القرآن » و « توحيد » نام آورنده « ابو خزيمه » است . اما در كتاب احكام « خزيمه يا ابو خزيمه » آمده و بالاخره در تفسير سورهء توبه باب 20 نام آورنده « خزيمهء انصارى » ذكر شده است .
البته در ذيل حديث از طريق ديگرى باز نام « ابو خزيمه » ياد گرديده است . بدين - ترتيب روشن مىشود كه در اخبار تخليطى شده و آنها كه از خزيمه و دوستىهايش دل خوشى نداشتهاند با افزايش يك « ابو » بر سر نام او اين مشكل را بوجود آوردهاند .
علت اصلى هم اين است كه خزيمه از ناحيهء رسول اكرم به « ذو الشهادتين » شناخته شد . داستانش هم اين بود كه روزى رسول خدا اسبى نيكو از مردى عرب خريد . منافقان حسد ورزيدند و اعرابى را تحريك كردند كه اگر معامله را بهم بزنى ، ما آن اسب را به چند برابر مىخريم . اعرابى به طمع افتاد و چون رسول خدا را ديد ادعاء كرد كه معامله بدان قيمت انجام نشده است . پيامبر مىگويد به همان قيمت معامله انجام يافته . اعرابى پافشارى مىكند كه خزيمهء ثابت به طرفدارى پيامبر مىگويد من شهادت مىدهم كه به همين بها معامله انجام يافته است .
اعرابى اعتراض مىكند كه ما معامله كرديم و كس ديگرى با ما نبود . رسول خدا نيز از خزيمه مىپرسد كه تو چطور چنين شهادتى مىدهى ؟ خزيمه پاسخ مىدهد : پدر و مادرم فداى تو باد . تو از خدا و آسمانها و زمين به ما خبر مىدهى و ما ترا تصديق مىكنيم . پس چطور در بهاى اين معامله ترا تصديق نكنيم ؟
هامش
( 7 ) ايضا 3 : 1 / 20 .
( 8 ) ايضا 3 : 1 / 21 ، 185 ، 188 و احمد 1 : 13 ، 188 ، 189 ، سفينة البحار 1 : 386 ، تهذيب التهذيب 3 : 140 اصابه 1 : 425 .