1 - قولى از عبد اللّه بن عباس ( متوفى 68 ه . ) يكى از صحابهء پيغمبر اكرم ( ص ) نقل كردهاند كه قرآن بر وزن « رجحان » از قرائت مصدر قرء يقرء به معنى خواندن آمده است . به عبارت ديگر ، اسمى است براى آنچه خوانده مىشود .
2 - قول ديگرى از قتاده ( م 118 ) كه جزء تابعان ( طبقهء دوم ) و يا نسل بعد از صحابه است ، باز گفتهاند . او مىگويد : قرآن مصدر و يا صفتى است براى قرء ( از باب نصر و فتح ) به معنى جمع كردن . چنان كه عرب وقتى چيزى را گرد آورده و پارهاى را بر پارهء ديگر مىافزايد مىگويد : « قرأت الشّىء قرآنا » چيزى بر آن افزودم . شاهد مثالى هم مىآورند از عمرو بن كلثوم التغلبى ( م 40 ق ه ) شاعر عهد جاهلى كه در معلّقهء معروف خود گفته :
« ذراعى عيطل أدماء بكر * هجان اللون ، لم تقرأ جنينا »
« بازوانى سپيد مانند دست و پاى ناقهاى كه هنوز جنينى را در بر نگرفته ، فربه و استوار » در اينجا وصف شترى مىكند كه هرگز بار نگرفته . شاهد بر سر « لم تقرأ جنينا » است . يعنى خود بر هيچ بچهاى جمع نكرده « 5 » . هيچ بچهاى بر رحم خود ضميمه نكرده است .
اما مناسبت اين معنى را با « قرآن » گفتهاند اين است كه حروف و كلمات و آيات و سورهها همه در آن جمع آمده است و يا اينكه حقايق و احكام و معارف و تعاليم عاليهء دينى كه در كتب پيشين پراگنده بوده ، در اين يك مجموع شده و بهم پيوسته است .
در ميان اين دو قول ، طبرى و بيشتر مفسّران ديگر ، قول ابن عباس را اولى شناختهاند . زيرا اگر منظور جمع آورى و تأليف قرآن باشد كه پيش از اين گردآورى ، نيز پيروى از آيات آن فرض و واجب بوده است .
اين اختلاف نظر در معنى آيات الهى نيز اثر مىگذارد . مثلا آنجا كه خداوند فرمود :
« فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ »
( 75 : 18 )
هامش
( 5 ) اين به روايت ابو عبيده است . تفسير طبرى 1 : 32 تا 34 بولاق ، و نيز در سورهء قيامت آيهء 17 و 18 جلد 29 : 118 بولاق . مقدمهء ابن عطيه در مقدمتان 282 ، غريب القرآن سجستانى : 162 . القرطين 2 : 194 . ابن قتيبه : غريب القرآن 33 . لسان العرب 1 : 124 . مجاز القرآن : 2 . شرح القصائد السبع :
380 . در تفاسير : ابو الفتوح رازى 1 : 7 . مجمع البيان 5 : 383 . بيضاوى 2 : 567 فتح القدير 5 :
328 .