تمام آنها صحبت از تعيين محل آيات و سورههاست . همهء اين روايات نشان مىدهند كه پيامبر اكرم محل آيهها و سورهها را شخصا تعيين مىفرمود و بر آن نظارت داشت . گاهى چنان دقيق تعيين شده كه حيرت آور است .
عمر مىگويد دربارهء كلاله از پيامبر ( ص ) زياد پرسيدم . با دست به سينهام زد و فرمود : آيهء تابستانى كه در آخر سورهء نساء است براى تو كافى است . يا ديديم كه حذيفة بن يمان مىگفت پيامبر در نمازى سورهء بقره و آل عمران و نساء را قرائت فرمود . . . اينها نشان مىدهد كه اين سورهها به همين ترتيب كنونى ، و نه به ترتيبى ديگر ، در زمان پيامبر مرتب بوده است و باز :
عبد اللّه بن زبير از عثمان پرسيد چرا آيهء منسوخه را در قرآن آورديد و عثمان پاسخ داد كه برادر زاده ! من هيچ چيز را جا به جا نمىكنم . عبد اللّه بن مسعود مىگفت : ما جدا شدن سورهها را از آنجا مىفهميديم كه « بسمله » نازل مىشد « 15 » .
از شواهد بسيار ارزندهء ديگرى كه مىتوان در اين باره اقامه كرد نام سورهء حمد يعنى « فاتحة الكتاب » است . اين سوره در زمان پيامبر اكرم ( ص ) نيز همين نام را داشته و به همين نام شناخته مىشده است . پس قرآن به صورت كتابى بوده كه فاتحهاى داشته و آن سورهء حمد بوده است .
از ترتيب و نظم آيات و سورهها مىگذريم كه بحثى مفصّل است و باز خواهد آمد . از ختم قرآن مىگوئيم . ختم قرآن را در آخر حافظان قرآن ديديم و صحابهاى چون عبد اللّه عمرو ، قيس بن صعصعه و سعيد بن منذر از پيامبر اجازه گرفتند كه قرآن را به چند شب پياپى ختم كنند . ابن كعب نيز به هشت شب يك دورهء قرآن را ختم مىكرد . ختم قرآن در چند روز و يك هفته شگفت آور نباشد . در نسل بعد هم ميان تابعىها اين مرسوم بود . علقمة بن قيس ( م 62 ه ) هر پنج شش شب يك دوره قرآن ختم مىكرد « 16 » . برادر زادهاش اسود بن يزيد ( م 75 ه ) از او بزرگتر بود و از آن هميشه روزه داران سرسخت بود . او در ماه رمضان قرآن را هر دو شب يك بار ختم مىكرد « 17 » و در ساير اوقات هفتهاى يك بار ختم قرآن داشت « 18 » .
هامش
( 15 ) اين چند حديث از احاديث معتبر است و در بحث از آيهها و سورهها باز خواهد آمد .
( 16 ) ابن سعد 6 : 58 ، 60 .
( 17 ) ايضا 6 : 49 .
( 18 ) ايضا 6 : 60 .