« انّى تارك فيكم الثّقلين : كتاب اللّه و عترتى اهل بيتى » « دو چيز سنگين ميان شما مىگذارم : كتاب خداوند و عترتم ، خانوادهام » « 8 » .
منظور از كتاب خدا در اين حديث ، نمىتواند برگهاى پراگندهء دست مؤمنان باشد . به اوراق پراگنده « صحف » مىگويند نه كتاب . خيلى بيشتر معقول است كه تصور آن را داشته باشيم كه قرآن بدان هنگام مجموعهاى مرتب داشته ، تا بگوئيم در دل اكتاف و اقتاب پراگنده بوده است .
و باز فرمود : « به جاى تورات ، هفت سورهء بزرگ قرآن ، و به جاى انجيل سورههاى « مثانى » ( از هود تا نحل ) ، و به جاى زبور سورههاى مئين ( سورههائى كه كم و بيش صد آيه دارند ) به من دادهاند . و سورههاى مفصل ( بعد از حمها تا آخر قرآن ) را هم علاوه . و قرآن مهيمن است بر ساير كتب آسمانى « 9 » » .
ببينيد درست نظم كنونى قرآن است . اول هفت سورهء بزرگ ، بعد مثانى ، سپس متوسطها ( مئين ) و سرانجام سورههاى كوتاه ( مفصل ) . پس ترتيب سورهها همان است كه پيامبر فرموده ، جاى آيهها را هم كه خود تعيين مىفرمود . « 10 » وقتى آيات و سورهها جايشان معين و مشخص باشد مجموع مرتب معنى ديگرى مىخواهد ؟
و باز فرمود : دروغگويان بر من زياد شوند ، وقتى حديثى از من شنيديد به كتاب خدا عرضه بداريد آنچه موافق با كتاب خداست بپذيريد و هر چه مخالف بود بر ديوارش بزنيد .
پس مجموعهاى به صورت كتاب بوده كه براى صحابه معهود و معلوم بوده است .
پيامبر اكرم سفر با مصحف را به سرزمين دشمن نهى فرمود « 11 » .
مىدانيم كه خود پيامبر و يارانش به سرزمين دشمن سفر كردهاند و آنها خود قرآن را مىدانستند و از حفظ بودند . پس طبيعى است كه منظور سفر با مصحف است كه مبادا دشمن بر آن دست يازد . اگر در آن موقع آيات مجموع و مدوّن نبود و
هامش
( 8 ) اين حديث ميان شيعه و سنى به تواتر رسيده و يك بار ديگر نقل شده است . ص 3 .
( 9 ) طبرسى 14 ، اتقان 1 : 201 نوع 17 خاتمه .
( 10 ) در روايتى از ابىّ بن كعب ، صورتى كه از اسامى سورهها از پيامبر اكرم نقل شده كاملا قابل تطبيق با مصاحف موجود است . تنها سورهء ملك ( 67 ) با سورهء سجده ( 32 ) يك جا ذكر شده است . مقدمتان 64 - 74 .
( 11 ) المعجم المفهرس 2 : 467 س 60 ، مفتاح كنوز 397 / 1 ، بحار الانوار 19 : 2 / 46 قديم .