نزول هم كه اين آيات حدود سال هفتم بعثت نازل شده و پيش از آن نزديك نيمى از قرآن نازل شده بوده ، « 5 » پس در همان مكّه بوده كه قرآن نوشته و مرتب مىشده است .
مورد ديگر آنجاست كه خداوند جان و مال مؤمنان را به بهاى بهشت خريدارى كرده ، مىفرمايد :
« وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ الْقُرْآنِ
( 9 : 111 ) وعدهء حقّى است بر خدا در تورات و انجيل و قرآن » . در اين جا ، از نظر ثبت وعدهء خدا در اين سه دفتر آسمانى ، هر سه در يك رديف آمدهاند . طبيعى است كه استفاده شود ، در اين هنگام ( حدود سال هفتم هجرت ) ، قرآن كاملا نوشته و مرتّب بوده كه از نظر ثبت وعده در رديف تورات و انجيل ذكر شده است .
اينها نمونههائى از شهادت قرآن بر مكتوب بودن و مرتب بودن آيات الهى بود كه بحث بيشتر ، ديگر به اطناب مىكشد .
از قرآن گذشته ، در سخنان رسول اكرم نيز بدين مطلب اشارتهاست .
فرمود : « هر كه در مصحف نظر كند بدى نمىبيند » .
از اين سخن چه فهميده مىشود ؟ « نگاه به مصحف » جز نگاه به يك مجموعه است ؟ اگر چيز ديگرى قصد بود همان گفته مىشد . مثلا صحيفه ، آيه و يا حداكثر « صحف » بود . پس به كار بردن « مصحف » حاكى از معنى خاص آن است .
و باز فرمود : « هر كه ثلث قرآن فرا گيرد ، ثلث نبوت به دو داده شده و هر كس دو ثلث ياد گيرد دو ثلث ، و هر كس تمام قرآن به او داده شود تمام نبّوت به دو عطاء شده ، جز اينكه به دو وحى نمىرسد » « 6 » . يا « هر كس « قل يا ايها الكافرون » را بخواند چنان است كه ربع قرآن را خوانده و هر كه سورهء توحيد را بخواند ثواب ثلث به دو داده شود » « 7 » .
اينها اشارههايى است به مجموعهء قرآن و تمام قرآن . اما معروفترين سخن پيامبر در اين باره ، وصيت او است كه حديثى است متواتر ميان شيعه و سنى .
فرمود :
هامش
( 5 ) سير تحول 120 و 144 .
( 6 ) مقدمهء مبانى 60 .
( 7 ) سفينة البحار 2 : 416 .