تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
ميان مردم مسلمان به نسخه بردارى و ملكيّت رواج نمىداشت كه اين نهى موردى نمىيافت . نمونه‌اى ديگر بگوئيم : چند ماهى پيش از رحلت ، رسول خدا عمرو بن حزم را به يمن مىفرستد تا بدانها قرآن و سنت و معالم اسلام را بياموزد . اين مأموريت همراه نامهء مفصلى است كه طى آن پيامبر دستور العمل كاملى به دو داده است . در اين نامه آمده : « فلا يمسّ القرآن انسان الّا و هو طاهر » ( به قرآن كسى دست نزند مگر اينكه پاك باشد ) « 12 » هر چند خرده گيرى كرده‌اند كه بعضى از اعمال مذكور در اين دستور العمل در رابطه با سالهاى بعد است . « 13 » اما وقتى به ياد بياوريم كه خداوند فرموده بود :
« لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ »
هر چند آن دربارهء كتاب مكنون است ، اما مگر نه اين است كه قرآن نيز ثبت در آن است . پس اين حديث ، دست كم در اين مورد چيزى جز بازگوئى متن كتاب خدا نيست و آنچه بىگفتگو است اين است كه مجموعهء وحى الهى به همان نام قرآن ياد شده و دست زدن ناپاك بر آن نهى شده است . پس اين خود حاكى از وجود مجموعهء نوشتهء رايج در آن زمان است كه در دسترس بوده است . مورد ديگر آن است كه ابو أمامه مىگويد : در حجة الوداع پيامبر فرمود : علم را دريابيد پيش از آن كه گرفته شود و قبل از اينكه بالا برده شود . مردى عرب گفت : اى پيامبر خدا ! چگونه علم از ما برداشته شود ، در حالى كه مصاحف ميان ماست . ما خود آن را مىآموزيم و به زنان و فرزندان و خادمان ياد مىدهيم « 14 » . نبى اكرم سرى افراشته و با تندى فرمود : اين يهود و نصارا نيز كتبشان را ميان خود داشتند و به پيام پيامبرانشان تعلق نداشتند . مىبينيم كه در اين سال ، مصاحف در خانه‌هاست و آموخته مىشود . گذشته از اينها ، احاديث زيادى داريم كه در جاى خود مطرح مىشود و در
هامش
( 12 ) ابن هشام 4 : 241 يا 962 و ستنفلد ، وثائق السياسيه 105 و 106 . از جمله ذكر نمازهاى پنجگانه در اين نامه را ايراد گرفته‌اند ! در صورتى كه مورد اتفاق است كه نمازهاى پنجگانه در شب معراج واجب شده و شب معراج را هم واقدى مىگويد 17 رمضان سال 12 بعثت بوده و يا به روايتى 27 رجب ، به هر صورت پيش از هجرت بوده و با اين نامه منافاتى ندارد . ( 13 )Caetani؛Islam،II، 1 ،P .913 ،N .I .( 14 ) مقدمهء دارمى 26 ، احمد 4 : 219 و 5 : 266 .
تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 286 | محمود راميار