تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
ميان علماى اسلامى در تلفّظ و اشتقاق و معنى اين كلمه ، اتفّاق نظر وجود ندارد ، هر كدام طورى آن را تلفّظ مىكنند و به گونه‌اى استدلال مىنمايند . بعضى آن را با همزه يعنى قرآن مىگويند و برخى بدون همزه ، يعنى « قران » مىخوانند . معمولا اهل تسنّن آن را با صفت كريم همراه مىآورند و آن را القرآن الكريم مىنامند و اهل تشيّع بيشتر صفت « مجيد » را براى آن انتخاب مىكنند و قرآن مجيد مىگويند . در پارسى كلام اللّه را نبى و نپى و يا نوى گويند « 4 » . در زبانهاى اروپائى نيز اين كلمه به گونه‌هاى مختلفى نوشته مىشود . مثلا : در لاتين
Alcoranus
، در انگليس قديم
Alcoran
، در انگليسى جديد به صورتهاى ،
AlQur
خ
an
،
al
-
Coran
،
al
-
Kuran
،
al
-
Qur
خ
an
و گاهى هم با صفات
Glorius
،
Holy
يا
The
Noble
همراه آورده مىشود . در آلمانى
Der
Koran
و يا
Kor
خ
aan
در فرانسه
L
خ
Alcoran
و يا
Le
Coran
، آلبانى
Kurani
، اسپانيائى
El
-
Coran
، ايتاليائى
L
خ
Alcorano
و يا
IL
Corano
و در سوئدى
Koranen
و . . . البته اختلاف در اين باره بيشتر بستگى دارد به تغيير تدريجى خط و مهمتر از آن تبديل الفباى خط عربى به لاتينى . زيرا تاكنون براى ضبط كلمات عربى به حروف لاتين ، الفباى مورد اتفاقى به وجود نيامده است . گذشته از آن ، در قديم بيشتر در ترجمه‌هاى اروپائى « قرآن محمّدى » مىگفتند كه امروز بيشتر قرآن به صفتى چون مقدّس و يا كريم و يا مجيد خوانده مىشود . اما اختلاف نظر دانشمندان اسلامى بر سر تلفظ كلمهء قرآن ، بستگى دارد به استنباطى كه از ريشهء كلمه دارند ، به طور كلى نظريات دانشمندان در اين باره بر دو پايهء اساسى است : آيا در ريشهء اين كلمه همزه وجود دارد يا ندارد ؟ دسته‌اى معتقدند كه در ريشهء اين كلمه همزه وجود دارد و عده‌اى بدان اعتقاد ندارند و در ريشهء اين كلمه همزه‌اى نمىبينند . آنها كه معتقدند اين كلمه به اصطلاح مهموز است ، يعنى در ريشه و بنياد خود همزه دارد ، آنها هم در معنى اين كلمه با هم اتفاق نظر ندارند . زيرا اين كلمه معانى متعددى دارد .
هامش
( 4 ) نوى به كسر اول و ثانى به تحتانى مجهول كشيده ، كلام خدا و مصحف و قرآن مجيد باشد ( برهان قاطع ) نبى بضم اول و ثانى به تحتانى كشيده ، كلام خدا و مصحف باشد . . . با باى فارسى ( پ ) هم آمده است و بكسر اول نيز گفته‌اند . - پهلوى (NiwEK)NiPEKنوشته ، نامه ، ادبيات « اونوالا : 71 » . . . برهان قاطع يادداشت دكتر محمد معين 4 : 2117 .