تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
ياد كرده‌اند « 11 » . نسخه‌هاى قرآن را هم كه عثمان به اطراف فرستاد « مصاحف » خوانده‌اند و بعدها همين نسخه‌ها « مصاحف عثمانى » نام يافت . مجموعهء خصوصى هر يك از صحابه را هم مصحف مىگفتند مثل مصحف ابىّ بن كعب يا مصحف معاذ . البته در خبرى كه از على ( ع ) نقل كرده‌اند از مجموعهء زمان ابو بكر به عنوان « جمع بين اللوحين » ياد مىكنند « 12 » ، اما ديگران همين خبر را با ذكر كلمهء « مصحف » نقل كرده‌اند « 13 » . در گفتگوها و خطبه‌ها هم نيز به طور معمول قرآن را مصحف مىگفتند . دو نمونه از آن ، يكى وقتى است كه عمر از منى به مدينه وارد شد و خطبه‌اى براى مردم خواند و در آن ، دربارهء آيهء رجم سخن گفت . در آنجا از كتاب خدا به نام مصحف ياد شده است « 14 » . ديگرى ، در داستان مسلمة بن مخلّد انصارى است كه او در فرمانروائى مصر ( در سالهاى 47 تا 62 ه . ) روزى سراغ دو آيه را در مصحف از دوستانش گرفت « 15 » . در اين دو نمونه ، از مصحف به طور مطلق ياد مىشود و معلوم است كه حتى مردم مصر در آن سالها اين نام را براى كتاب آسمانى به خوبى مىشناخته‌اند . خلاصه اينكه از زمان ابوبكر كه قرآن را در صحفى گرد آورد ، قرآن را نخستين بار به نام مصحف خواندند ، ولى چيزى نگذشت كه اين نام جاى خود را به كلى به نامى اصيل‌تر ، يعنى « قرآن » داد .

قرآن در لغت

كلمهء قرآن :

ميان تمام اسامى و يا صفات اين كتاب آسمانى ، نام « قرآن » بيشتر از نامهاى ديگر اين كتاب رواج يافته و امروز در سراسر گيتى اين نام براى كتاب خدا شناخته‌تر است . به همين دليل اين نام را پيش از اسامى ديگر در قرآن مجيد و روايات و اخبار و از نظر دانشمندان اسلامى و حتى از ديدهء خاورشناسان بررسى مىكنيم : اين نام را پيامبر ( ص ) و يا صحابه بدان نداده‌اند .
هامش
( 11 ) نمونهء آن حديث عمارة بن غزيه ( تفسير طبرى 1 : 20 ) و در فضائل القرآن بخارى 3 و احكام 37 . ( 12 ) فضائل القرآن ابن كثير 15 ، برهان 1 : 239 . ( 13 ) مصاحف - سجستانى 5 و همان منابع . ( 14 ) طبقات ابن سعد 3 / 1 : 242 . ( 15 ) الاتقان 2 : 84 ، اواخر نوع 47 .