زمانى به معنى « نوشتن » و وقتى هم در معنى تأليف و گرد آورى گرفتهاند . تا به هر حال كار در خور تقديرى كه به زمان عثمان شد جمع نهائى قرآن به حساب آيد . و حال آنكه « جمع » به هر حال معنى خود را دارد . ما بهيچوجه مطمئن نيستيم ، وقتى انس بن مالك يا شعبى مىگويند : قرآن را چهار نفر يا شش نفر جمع كردند ، يعنى تمام آن را از حفظ داشتند ، از كجا كه مجموعه و مصحف نداشتهاند ؟
تا اينجا سخن آنها قبول تا صورت حافظان و كاتبان بدست آيد ، اما از اينجا ببعد ببينيم واقعا كتاب و سنت در اين باره چه مىگويند ؟
تا اينجا ديديم كه پيامبر اكرم چه اهتمامى در كار آموزش شفاهى و كتبى قرآن مبذول فرمود و صحابه نيز چه شوق و همتى نشان دادند و چه وسايلى به كار بردند . حال به مرحلهء آخر رسيدهايم . ببينيم نتيجه چه شد ؟
نتيجهء يك چنان جنبش عظيمى اين بود كه قرآن بهنگام رحلت رسول خدا ، به تمامى و چنان كه در آخرين عرضه تثبيت شده بود ، تأليف و گردآورى شود . در اين دوره بود كه قرآن به معنى درست كلمه « تأليف » شد . البته اين سخن تازهاى نيست . قدماء خود اين نامگذارى را كردهاند . بيهقى ( م 458 ه ) همين نظر را دارد « 1 » . اما منظور از تأليف چيست ؟ بيهقى خود تأليف را جمع كردن آيات در سورهها مىداند به اشارهء رسول خدا « 2 » . ابن عباس و محمد بن حنفيّه ( م 81 ه ) هم پيش از او ، آن را « بين الدفّتين » مجموعهاى ميان دو جلد دانستهاند .
حال ، همانطور كه روش اين كتاب بوده ، نخست ببينيم دلائل از كتاب و سنت چيست ؟ صحابه چه گفتهاند و شهادتها در اين باره چيست ؟
قرآن خود را در اين مورد چنين معرفى مىكند :
ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ
( 2 : 2 ) اين آن كتابى است كه شك در آن راه ندارد .
كتابى است مطابق كتاب تكوين بر اساس فطرت و هماهنگ با خلقت جهان .
كتابى است خواندنى با آياتى فصل يافته و عربى ، براى مردم دانا ( 41 : 3 ) .
كتابى مبارك بر تو فرستاديم كه در آياتش دقّت كنند ( 38 : 29 ) .
اين آيات كتاب محكم است ( 31 : 2 ) . . .
اقتضاى وجود كتاب ، نظم و ارتباط كلمات و آيات و سور مىباشد .
هامش
( 1 ) برهان 1 : 235 .
( 2 ) المرشد الوجيز 44 .