تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
اينجا مشركان مكه مىگويند ايمان نمىآوريم « تا كتابى بر ما فرستى كه بخوانيمش . » طورى سخن مىگويند كه كاملا مفهوم كتاب ، يعنى مجموعهء اوراق نوشته شده را مىرساند . يهود بخصوص كتب مقدسهء خود را در آن هنگام بر كاغذ مىنوشتند . بهترين دليل آيهء قرآنى است كه فرمود : « و قراطيس تبدونها . . . . ( 6 : 91 ) بگو تورات را كه موسى آورد و در آن نور علم و هدايت خلق بود چه كسى براى او فرستاد ، كه شما آيات آن را در اوراق كاغذ نوشته ، بعضى را آشكار نموده و بسيارى را پنهان كرده‌ايد . . . » پس كتب يهود در روى كاغذ بوده و عرب با آنها آشنا بوده است . گذشته از آنها به هنگام رحلت رسول خدا خواهيم ديد كه تعدادى مصاحف در دست صحابه بوده است و مصحف مجموعه‌اى است از كاغذ كه بر آن نوشته باشند . اضافه بر آن ، در حديثى عايشه مدعى است كه فرمان رجم و رضاع بر صحيفه‌اى بود در زير تختخواب پيامبر كه آن را بزغاله‌اى ( و يا مرغى ) بخورد . اين دعوى جز در مورد كاغذ پيش نمىآيد . باز پيامبر به هنگام رحلت فرمود : براى من دوات و صحيفه‌اى بياوريد تا براى شما چيزى بنويسم كه پس از من گمراه نشويد « 9 » . اينها همه حاكى از اين است كه كاغذ در آن دوران رواج داشته و چنين نبوده كه آيات قرآنى يكسره بر چنان افزارهائى كه نام برديم نگاشته شده باشد . احاديثى كه در اين باره نقل شده بيشتر توجه به اين نكته دارد كه كار جمع آورى زيد بن ثابت را برساند ، نه اينكه نوع نوشت افزارهاى به كار رفته را بيان كند . بنابراين در اين مورد دقت لازم در بيان مطلب به كار نرفته است . گذشته از اينكه در همان نكتهء كار زيد هم خيلى دقيق نيست . به هر حال ، كاغذ آن رواج را داشت كه در زمان ابو بكر و عثمان ، ديگر مصاحف كاملا بر آن نوشته شود و حدود سال 88 هجرى بود كه يوسف بن عمرو مكى توانست نوعى كاغذ تهيه كند « 10 » كه رواج بيشترى يابد . يكى ديگر از دلايل رواج كاغذ ، وجود قلم نى و دوات بود كه به آن « مخبره » مىگفتند و در آن ليقه مىگذاشتند تا مركب را صاف كند و حديثى داريم كه پيامبر به كاتب دستور فرموده كه قلم را بالاى گوش خود بگذارد « 11 » . زيرا قلم نى زير دست
هامش
( 9 ) صحيفه‌اى بياوريد ، در احمد 3 : 346 ، كتابى بياوريد در بخارى : علم 39 ، جهاد 176 ، مسلم : وصية 20 - 23 ، احمد 1 : 222 . . . ( 10 ) وفيات الاسلاف شهاب مرجائى 337 ، از كتّانى 2 : 242 . ( 11 ) كتّانى 2 : 240 - 242 .
تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 279 | محمود راميار