و پا مىشكست .
تأليف قرآن
تا اينجا در آنچه گذشت ، تعريفى را كه از كلمهء « جمع » به معنى « حفظ » گرفتهاند ، پيروى كرديم و با وجود قبول يك چنان تعريفى ، كه جاى سخن و گفتگو در آن هست ، ديديم كه بيش از سى و هفت نفر از صحابه ، به اسم و رسم ، قرآن را از حفظ داشتند و بيشترشان كتابت هم مىدانستند و اگر بررسى بيشتر و دقيقترى هم بشود نشان خواهد داد كه تعدادشان از اين 37 نفر هم بيشتر بوده است . در مورد كاتبان وحى هم ، گفتيم كه بايد توجه كافى به معنى « كاتب وحى » بشود .
گاه منظور ، « كاتب وحى » براى رسول خداست كه بيشتر على ( ع ) ، عثمان ، ابّى و زيد بودهاند . ولى اگر مقصود آنها باشند كه براى خود هم نسخهاى از وحى تهيه مىكردهاند ، مسلما تعدادشان به بيش از پنجاه نفر بالغ خواهد شد كه عدهاى از آنها جزء حافظان هم به حساب مىآيند . گذشته از اينها ، بسيارى هم بودهاند كه نامشان به ما نرسيده ، هر چند از بعضى از آنها قرائت و يا حتى مصحفى باز گفته باشند . ( يعنى اينان تمام قرآن را جمع شده ميان دو جلد در ملكيّت خود داشتهاند ولى نامشان ضبط نشده است . ) برخى را مفصّل خواهيم ديد ، مثل على ( ع ) ، ابّى ، ابن مسعود ، ابو موسى ، انس ، عبد اللّه بن عمرو ، سالم . . . اينها بعضى مسلما در زمان رسول خدا و هماهنگ نزول وحى ، مصحفى براى خود تهيه ديده بودند و برخى بلافاصله پس از رحلت رسول خدا دست به جمع وحى زدهاند .
حال آيا مىتوان تصور آن را داشت كه يك چنين كار عظيمى بدون فرمان نبوى به انجام رسيده باشد ؟
پاسخ پرسش پيش را عقل سليم و ذهن پاك ، كه از آموزش و تلقين قبلى رها باشد ، منفى مىدهد . اما كتاب و سنت در اين باره چه مىگويد ؟
رسم است كه به تبعيّت از « حاكم » ، جمع قرآن را به سه دوره تقسيم كنند :
1 ) عصر نبوى . 2 ) زمان ابو بكر . 3 ) دوران عثمان .
اما چنين هم نيست كه اين تقسيم بندى مورد قبول و اتفاق همه باشد . براى داورى درست اصل سخن بر مىگردد به تعريف « جمع » . هر وقت سخن از جمع قرآن به ميان آمده ، براى قبولاندن اين تقسيم بندى ، « جمع » را گاهى به معنى « حفظ كردن » ،