اينها وسايلى بود كه آن روزها به كار برده مىشد « 3 » و براى نوشتن آيات قرآن هم اصحاب از همين وسايل استفاده مىكردند . در اين مورد راهنمائى ديگرى نيز داريم و آن چيزهائى است كه دربارهء نامههاى پيامبر باز گفتهاند . بررسى اجمالى در اين نامهها ، نشان مىدهد كه بيشتر آنها از چرم دباغى شده و پوست نازك شدهء حيوانات است . حتى در موقع هجرت ، در وسط بيابان ، سراقه بن مالك امان - نامهاى مىخواست كه پيامبر فرمود ابو بكر آن را نوشت . اين نامه بر روى اديم ، چرم يا پوست بوده است « 4 » . پيش از هجرت نامهاى به « داريّين » داده شد ، آن هم در چرم نازك دبّاغى شده بود « 5 » . در اواخر عمر حضرت ، وقتى پيامبر اكرم به تبوك رسيد ( 8 ه ) مالك بن احمر ( يا احيمر ) آمد اسلام آورد . درخواست كرد امان نامهاى هم بگيرد . نامهاى كه به دو دادند در تكهاى از چرم بود به پهناى چهار انگشت و به درازاى يك وجب « 6 » . نامه به اكيد رو دومة الجندل در قضيم ( صفحهء پوست سپيد رنگ ) بود « 7 » . از اين نامهها باز هم ياد شده است « 8 » . كه نشان مىدهد بيشتر نامهها بر پوست و چرمهاى دبّاغى شده بوده ، و بعد در زمان صحابه آنها را بر « رقّ » يعنى پوستهاى نازك و احيانا پوست آهو مىنوشتهاند . اين درست است كه بعضى از نوشتههاى قرآنى بر لوح و كتف و چوب بوده ولى انحصار بدينها نداشته است . كاغذ نيز در دسترس بوده و اين بيشتر بستگى به كاتب وحى و دسترسى او به نوشت افزار داشته است و الّا اعراب كاغذ را از قديم مىشناختند . آن هنگام كاغذ در هند ساخته مىشد و از آنجا به يمن فرستاده مىشد و توسط كاروانهاى تجارتى تابستانى و زمستانى از يمن به شام و از آنجا به روم مىرفت . عربستان آن موقع واسطهء تجارت جنوب و شمال بود . كالاهائى كه از جنوب ايران و هند و حتى
هامش
( 3 ) منابع : بخارى : احكام 37 ، تفسير سورهء توبه 129 ، ترمذى : تفسير نساء 17 ، احمد 1 : 355 ، 5 :
185 ، 191 ، اتقان 1 : 203 و 207 نوع 18 ، ابن اثير 3 : 68 ، واقدى 388 ، ابن خلدون 2 : 136 ، مقدمتان 21 ، مقدمهء تفسير قرطبى ، تفسير نيشابورى 1 : 23 ، ابو الفداء 1 : 212 ، فهرست ابن النديم 24 ، يا 37 ، تفسير طبرى 1 : 20 ، تاريخ طبرى 1 : 1806 ، ابن سعد 2 : 2 / 37 ، فضائل القرآن ابن كثير 17 . . .
( 4 ) مجموعة الوثائق السياسيه ص 12 .
( 5 ) ايضا نامه 43 .
( 6 ) ايضا نامه 174 .
( 7 ) ايضا نامه 190 .
( 8 ) ايضا نامهء 142 و 216 و 96 - 97 ، 77 . . .