تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
نيز اسلام آورده بود . در اين هنگام در خانهء سعيد ، مردى از صحابه به نام « خبّاب بن الارتّ » « 40 » سرگرم آموزش قرآن به زن و شوهر بود . اين خبّاب از آن پيش ، آهنگرى مىكرد و شمشير مىساخت « 41 » . او يكى از نخستين كسانى بود كه اسلام خود را اظهار كرده بودند . علنى و آشكار ، در آن روزهاى سخت ، گفته بود كه مسلمان شده است « 42 » و به همين جهت در شكنجه تمام پوست پشتش را سوزانده بودند « 43 » . روزگار سختى بر مسلمانان مىگذشت . او و تنگدستان ديگر از كار افتاده بودند و پيامبر فرموده بود كه هر مسلمانى يكى دو نفر از برادرانش را نگهدارى كند . حال او سرگرم آموختن قرآن بدان زن و شوى بود « 44 » . در چنين حالى ، صداى در بلند شد . - كيست ؟ - منم عمر ! زن و شوى با شتاب از جا برخاستند ، خبّاب را در پستوئى پنهان كردند و صحيفه‌اى را كه مىخواندند گوشه‌اى نهادند . در باز شد و عمر خشمناك و شمشير بدست وارد شد . - اين زمزمه چه بود كه با هم داشتيد ؟ فاطمه و سعيد هر دو تن با هم گفتند : چيزى نبود ! سخنى نبود كه تو بشنوى ! عمر گفت : چرا . من مىدانم كه شما هر دو پيرو محمد ( ص ) شده‌ايد ! اين را گفت و به سوى سعيد حمله برد . خواهرش فاطمه به يارى شوهر به پا خاست و در اين درگيرى و نزاع فاطمه زخمى و خونين شد . زن و شوى از اين حادثه به هيجان آمدند و فرياد كشيدند : بله بله ، ما مسلمان شده‌ايم و به خدا و پيامبرش گرويده‌ايم . هر چه مىتوانى بكن . روى خون آلود خواهر و پايدارى شوهر او ، و بالاتر از آنها ايمان سرشار هر دو ، در
هامش
( 40 ) ابن سعد 3 : 1 / 116 . ( 41 ) نسب قريش 265 ، جمهرهء ابن حزم 121 ببعد . ( 42 ) ابن سعد 3 : 1 / 166 . ( 43 ) سنن ابن ماجه : مقدمه باب 11 ، احمد 5 : 110 ، 111 و 6 : 395 . ( 44 ) روض الانف 3 : 272 و 273 . خبّاب وقتى مرد ( 37 ه ) همهء ترسش اين بود كه مختصر اندوخته‌اش پاداش اسلامش به حساب آيد ! ( ابن سعد 3 : 1 / 117 ) ، در حالى كه دو سه سال پيش از آن در روزگار عثمان ، به هر يك از سربازان عبد اللّه بن سعد بن ابى السرح در شمال افريقا ، سه هزار مثقال زر ناب رسيد و يا . . .
تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 272 | محمود راميار