تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
« سجّل » را ياد داشت كرده ، تا بداند كه تا آنجا نامها بررسى شده است . از آن به بعد اين كلمه به صورت « السّجل » جزء نامها قرار گرفته است . « 34 » اين است كه تأكيد مىشود بررسى بايد خيلى با دقت انجام گيرد . در مورد طرز نوشتن هم گفتيم چنين بود كه هر گاه آيه‌اى نازل مىشد پيغمبر كسى و يا كسانى از نويسندگان وحى را احضار نموده و دستور نوشتن مىفرمود . « 35 » نويسندگان وحى آيات را با دقت و ضبط مىنوشتند و بر پيامبر گرامى مىخواندند . گاه بود كه او خود انگشت بر روى كلمه‌اى مىنهاد و آن را مىپرسيد . او خود دستور مىداد كه هر آيه‌اى را در كجا بايد گذارد . نمونه‌هائى از اين را ديديم . در اواخر عمر گاهى بر روى درست نوشتن ، واضح نوشتن بعضى از حروف ، كشيده و يا دندانه دار كردن حرفهائى نيز تذكراتى مىفرمود . و نيز ديديم كه هر وقت قبايلى اسلام مىآوردند پيامبر تنى چند از ياران را براى آموزش قرآن و تعليم احكام به نزد آنها مىفرستاد . اين طبيعى است كه اينان نوشته‌هائى از آيات قرآن را نيز همراه داشته باشند . خط وحى چنان رواجى يافته بود كه بدان مثل مىزدند . نگاهى به شعر حسّان بن ثابت ( م 54 ه ) شاعر مديحه سراى محمدى بيندازيم كه پس از وقعهء بدر در مدحيّه‌اى او سخن از « خط وحى » بر كاغذى لطيف به ميان مىآورد ، « 36 » كه بدون شك منظور او نوشته‌هاى صحائف قرآنى است . اين بدان جهت بود كه چيزى از نزول نمىگذشت كه آيات قرآنى سينه به سينه و دست به دست مىگشت . كسى كه خواندن نمىدانست با شنيدن از حفظ مىشد و به ديگران باز مىگفت . آن هم كه نوشتن مىدانست نسخه‌اى براى خود تهيه مىكرد كه هميشه از آن داشته باشد . آموزگارانى هم كه كار آموزش قرآن با آنها بود با خود نسخه‌اى براى آموزش
هامش
( 34 ) ملاحظه كنيد سنن كبرى بيهقى 10 : 124 ، اسد الغابه 2 : 261 ، اصابه 2 : 15 عن ابى داود ، و النسائى و ابن مردويه ، از مكاتيب الرسول احمدى 25 ، مقدمهء بلاشر ح 16 ، از كازانوا 102 ، از تاريخ الخميس ديار بكرى . ( 35 ) ملاحظه كنيد : بخارى : تفسير سورهء نساء 18 ، فضائل القرآن 2 و 3 ، احكام 37 ، ترمذى : تفسير سورهء نساء 19 ، ابن سعد 3 : 2 / 59 ، احمد 3 : 120 ، 245 و 4 : 381 . ( 36 ) ديوان حسّان ، چاپ هرشفلد ص 15 . پيش از اين يك بار ديگر . ( ص 78 ) نيز اشاره كرديم كه لبيد در معلّقهء خود از نوشته‌اى كه بر سنگ هويداست سخن گفته : « فمدافع الرّيّان عرّى رسمها خلقا كما ضمن الوحىّ سلامها » ( شرح القصائد السبع انبارى 519 ) . ظاهرا اين هم بايد همان معنى را بدهد .