فرا گرفته بودند و برخى در اين فن كمبود داشتند . پارهاى چون زيد و ابىّ ، سريانى و يا عبرى هم مىدانستهاند . كسانى مثل زيد و ابىّ بيشتر به كار نوشتن وحى اشتغال داشتند و عدهء ديگر ، هم آيات را مىنوشتند و هم نامهها و رسالهها را تنظيم مىكردند .
طبيعى است كه پيامبر اكرم ، بخصوص در سالهاى آخر ، جز كتابت وحى كارهاى نويسندگى زيادى داشت . چون نامههائى كه به اميران اطراف و يارانش براى شركت در جنگها مىنوشته ، گزارشهائى كه آنها مىدادهاند ، نامههائى كه از اطراف مىرسيده ، پيمان نامههائى كه تنظيم كرده ، دستور العملهائى كه صادر فرموده ، صدقات و زكواتى كه تعيين نموده ، اينها همه سازمانى مىخواسته كه پايه گذارى شد و بعد در زمان خليفهء دوم شكل ديوان يافت . اما كار اصلى و اساسى همچنان كتابت وحى بود .
كسى كه بيش از همه و پيش از ديگران در اين كار ياور بود ، على ( ع ) و عثمان بودند . در غياب آنها ابىّ در اين كار معاضدت مىكرد . بعد زيد كتابت آموخت و بدين جمع پيوست . او چون جوان بود و خانهاش نزديك خانهء پيامبر بود ، هر لحظه كه احتياج مىشد در دسترس بود . اين بود كه پيامبر او را احضار كرده و دستور كتابت مىفرمود . در مورد على ( ع ) تقريبا همه تصريح دارند كه از كاتبان اوليه و مداوم وحى بوده « 22 » ، هر چند بعضى مثل ابن حجر او را ياد نكرده باشند « 23 » . در نهايت تأسف ، آنها كه صورت اسامى كاتبان رسول خدا را دادهاند ، بخصوص در مورد كاتبان وحى ، خالى از بغض و حّب شخصى و يا عقيدتى نبودهاند . گاهى اين صورتهاى به وضوح مبتنى بر دستهبنديهاى سياسى و عقيدتى است . به همين جهت بررسى آنها از نظر تاريخى دقّت فراوان مىخواهد . البته داشتن نامى به عنوان كاتب وحى ، افتخارى بزرگ بود . بنا بر اين بدست آوردن اين افتخار و احيانا تبليغ بر اساس آن ، ارزش آن را داشت كه روايتى در اين باره نقل شود . بويژه كه لازم نبود نامى از پيامبر ( ص ) برده شود تا راوى احتياط بيشترى به كار بندد . همين كه از قول يك صحابى ، چيزى گفته مىشد ، زور و زر مدّعى ، آن حرف را به كرسى مىنشاند كه اين افتخار براى خاندانى هر قدر بزرگ ، شرفى عظيم بود . يك چنين افتخاراتى ساختگى
هامش
( 22 ) عقد الفريد 3 : 5 ، بحار الانوار 18 : 270 جديد ، اعجاز القرآن رافعى 35 .
( 23 ) در عوض ابن حجر در اصابه ، معاويه را از كاتبان مىشمارد . تذكرة الحفاظ ذهبى و اعلام زركلى هم سكوت مىكنند .