تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
بود كه دستاويز حكومتهاى اموى و عبّاسى مىگرديد . اين ابو سفيان و يزيد و معاويه كه در صورت كاتبان جا گرفته‌اند ، همانها بودند كه تا روز فتح مكه از هيچ فسونى بر عليه پيامبر دريغ نكردند . بد نيست از قول نويسندهء عرب كه مسلما تمايلات شيعى نداشته ، اينجا چند كلمه‌اى باز بگوئيم . اين دكتر طه حسين دانشمند مصرى است كه مىگويد : « ابو سفيان همان كس بود كه در روز خندق بر قريش سردار بود و اعراب را بر پيغمبر شوراند و يهودان را فريفت تا پيمانى را كه با پيغمبر و يارانش بسته بودند شكستند . . . مسلمانان ، معاويه و مانندان او را كه در پايان كار اسلام آورده بودند ، يا پيغمبر بعد از گشودن مكّه آنان را بخشيده بود ، « طلقاء » يا آزاد شدگان مىناميدند . و اين اشاره به كلام پيغمبر است كه گفته بود : برويد ، شما را آزاد كردم » . « 24 » البته معاويه جزء كاتبان بود ، اما به قطعيّت نمىتوان گفت كه كاتب وحى بوده است . مدائنى ( م 225 ه ) مىگويد : زيد بن ثابت وحى را مىنوشت و معاويه آنچه ميان پيامبر و عرب ( باديه ) لازم بود مىنوشت « 25 » . اما اسنادى كه وجود دارد نشان مىدهد كه بعضى از رسائل و عهد نامه‌ها نيز به خط معاويه بوده « 26 » ، ولى از ابو سفيان و يزيد ديگر خبرى نيست . عمرو بن عاص و خالد بن وليد هم كه در سالهاى آخر اسلام آوردند بيشتر در مأموريت بودند « 27 » و ديگر فرصتى براى كتابت نداشتند . گاهى هم مشكل شباهت اسامى است . بعضى « حصين بن نمير » را نيز از كاتبان وحى شمرده‌اند « 28 » . نامى اين چنين در تاريخ ، شهرت ديگرى دارد . كسى كه فرمانده سپاه عبيد اللّه بن زياد بود و كعبه را به منجنيق بست نيز همين نام را داشت و طبيعى به نظر مىرسد كه اينجا فقط اشتراكى در نامها باشد و اينها دو شخص باشند نه يك
هامش
( 24 ) على و فرزندان از دكتر طه حسين ، ترجمهء احمد آرام ص 13 . ( 25 ) شرح المواهب 3 : 369 و نسيم الرياض شهاب به نقل از كتّانى 1 : 121 ، اما علامهء حلّى در كشف الحق و نهج الصدق اصولا اسلام معاويه را پنج ماه پيش از رحلت رسول خدا به حساب مىآورد . ( 26 ) مجموعة الوتائق السياسية ، فهرست آخر كتاب . ( 27 ) مكاتيب الرسول 26 . ( 28 ) التنبيه و الاشراف مسعودى 245 ، ابن مسكويه در تجارب الامم ، اصابه ، تاريخ يعقوبى . ولى حصين و مغيره را بيشتر در مكاتبات خصوصى نام مىبرند . كتانى 1 : 123 .