زيد بن ثابت در آنجا حضور داشت . او اعتراض كرد و گفت : « و الذين اتّبعوهم باحسان » درست است . ( يعنى پيشروان نخستين از مهاجر و انصار ، و آنها كه به نيكى از ايشان پيروى كردهاند ) . پس قبل از الذين ، ( واو ) مىخواهد و انصار به رفع خوانده نمىشود . عمر اين نظر زيد را قبول نمىكند . مىفرستند و ابىّ بن كعب را مىخوانند كه او داورى كند . چه پيغمبر به صحابه فرموده بود كه او « أقرء » شماست .
او نيز از نظر زيد طرفدارى كرد . بحث به طورى گرم شد كه هر كدام با دست به دماغ ديگرى اشاره مىكرد و حرفش را مىزد . سرانجام ابىّ بن كعب مىگويد :
به خدا سوگند كه پيغمبر اين طور به من آموخت و تو در آن وقت گندم مىفروختى . عمر گفت : بلى و از قرائت ابىّ پيروى كرد . « 39 »
اين دقّت در صحّت قرائت ، ناشى از همان خصيصهء تدبّر و تفكّر در آيات قرآن بود . خداوند همه جا مردم را به تفكّر و تدبّر فرا مىخواند . احاديث زيادى دربارهء تدبّر و تفكّر در اين باره آمده ، مجلسى ( م 1010 ) عليه الرحمه قسمت مهمى از اين احاديث را در جلد 19 بحار الانوار گرد آورده است . ولى واقع اين است كه در لزوم اين تدبّر و آشنائى با قرآن ، زياد هم احتياج به تتبّع در اخبار و احاديث نيست .
زيرا قرآن ، كتاب برنامهء زندگى بشر است و در راه آخرت از نور آن بايد روشنائى گرفت . و چنين نتيجهاى جز از راه تدبّر در قرآن و تفكر در آن بدست نمىآيد . عقل نيز گواه و شاهد صادق آن است . آيات و احاديث هم به همين واقعيّت ارشاد مىكنند .
در كافى حديثى است « 40 » از زهرى كه امام سجاد ( ع ) فرمود : « آيات قرآن گنجينه است . هر وقت كه اين گنجينه را بگشائى بايد كه بدان برسى و آن را وارسى كنى . » « 41 »
حافظان قرآن
سخن در اين باره كه حافظان قرآن و جمع كنندگان آن ، يعنى همهء آنها كه در زمان رسول خدا همهء قرآن را از حفظ داشتند ، چه كسانى بودهاند ، تعدادشان چقدر بوده و هر يك چه اندازه از قرآن مىدانستهاند ، بسيار رفته و مشكلاتى كه در اين مورد
هامش
( 39 ) مقدمهء تفسير آلاء الرحمن بلاغى ، به نقل از مقدمهء تفسير شبّر ص 12 ح 3 .
( 40 ) اصول كافى ، كتاب فضل القرآن .
( 41 ) البيان امام خوئى : 39 .