زنى پاك اعتقاد و مسلمان ، همان زنى بود كه رسول خدا را از توطئهء قريش براى كشتن وى باخبر ساخت و حضرتش ، على ( ع ) را به جاى خود خوابانيد « 34 » . او به فرزند خود خيلى سخت مىگرفت كه شايد اسلام بياورد ولى اثر نكرد . مخرمة خانهاى در مدينه داشت . در اوايل قاريان قرآن با اهل صفّه يك جا در مسجد مىزيستند كه اين يك جا بودن تا حدود سال چهارم هجرى به طول كشيد . « 35 » اما وقتى تعداد بيشتر شد به فكر جاى ديگرى افتادند و خانهء مخرمه را پايگاه ساختند . البته از چندى پيش اين خانه تقريبا پايگاه شده بود . زيرا وقتى ابن امّ مكتوم ، كوتاه مدتى پس از بدر از مكّه به مدينه آمد ، در اين خانه سكنا گزيد . « 36 » اندك اندك اين پايگاه محكمتر و مطمئنتر شد . به طورى كه ديگر نام آن « دار القرّاء » يا « خانهء قاريان » گشت . ( خود مخرمه نيز در يوم الفتح « روز فتح مكه » اسلام آورد ) « 37 » .
چنين بود كوشش ياران در حفظ قرآن ولى همهء كار تنها حفظ نبود . آنان دقتى تا سرحدّ وسواس در صحت و درستى كار خود داشتند و اگر گاهى اختلافى در قرائت پيش مىآمد ، هر چند مختصر و كم بود ، تا اصلاحش از پاى نمىنشستند . چنان كه عبد اللّه بن مسعود و ابىّ بن كعب كردند و يا اختلاف قرائتى كه در سورهء فرقان ميان عمر بن خطاب و هشام بن حكيم پيش آمد ، با اينكه هر دو قرشى مكّى بودند « 38 » .
( تفصيل آن را در فصل قرائت قرآن ، اختلاف قرائت در زمان رسول خدا بايد ديد ) .
پيامبر خدا در دسترس بود و به آسانى به وى مراجعه مىكردند و مشكل خود را حل مىنمودند .
البته اين دقّت در صحّت قرائت ، مخصوص زمان رسول خدا نبود ، بلكه پايه و اساس دقّت نسلهاى بعد قرار گرفت . بعدها نيز اين دقّت و باريك بينى وجود داشت :
نمونهء آن اختلافى است كه در قرائت يك ( واو ) پيش آمد . ابو عبيده در فضائل خود نقل مىكند كه عمر بن خطاب آيهء 100 سورهء 9 توبه را چنين مىخواند :
« وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِينَ ، وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ
پيش روان نخستين از مهاجر ، و انصارى كه به نيكى از ايشان پيروى كردهاند » .
هامش
( 34 ) ابن سعد 8 : 35 ، 162 .
( 35 ) ايضا 1 : 2 / 13 و 2 : 1 / 38 .
( 36 ) ايضا 4 : 1 / 150 .
( 37 ) نسب قريش 262 .
( 38 ) ابو شامه 127 ، فضائل القرآن ابن كثير 36 .